تبليغاتX
برای آزادی ایران
برای آزادی ایران
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
فیلتر پنج میلیون سایت اینترنتی در ایران
 

بر روی لینک زیر کلیک کنید.

 

فیلتر پنج میلیون سایت اینترنتی در ایران

 مشاور قضایی دادستانی کل کشور در سخنانی به فیلتر کردن گسترده سایت های اینرتنتی در کشور اذعان کرده و گفت: ” هم‌اکنون بیش از پنج میلیون سایت اینترنیتی فیلتر شده است.”

 

عبدالصمد خرم‌آبادی در سخنان خود گفت: ” دشمنان با سوء‌استفاده از شبکه اینترنت، تلاش می‌کنند تا هویت دینی ما را مورد تهاجم قرار دهند.”

 

به گفته وی، این شبکه در بخش‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی آسیب وارد می‌کند که نگران‌کننده است.

 

مشاور قضایی دادستانی کل کشور افزود: “آسیب‌های اجتماعی ناشی از شبکه‌های ارتباطی اینترنت را بیشتر از شبکه ماهواره است.”

 

خرم آبادی با اشاره با سایت های فیلتر شده گفت که بیشتر این سایت‌ها دارای مطالب غیراخلاقی و ضداجتماعی بوده که بر پایه قانون فیلتر شده‌اند، اما صحبتی از فیلتر کردن سایت های خبری و سیاسی به میان نیاورد.

 

وی خاطرنشان کرد: اکنون افرادی روزانه ساعت‌های بسیاری از وقت خود را در سایت‌های اینترنتی می‌گذرانند که این کار، پیامدهای زیانباری دارد.

لینک نوشته

در پی هشدار رهبر به رسانه های منتقد دولت: شهروند امروز پر تیراژترین مجله هفتگی توقیف شد

 

 

shahrvand.GIF

 

در پی هشدار رهبر به رسانه های منتقد دولت: شهروند امروز پر تیراژترین مجله هفتگی توقیف شد.

 

ساعتی پس از انتشار هشدار روز گذشته رهبر جمهوری اسلامی به مطبوعات منتقد دولت هیئت نظارت بر مطبوعات در جلسه پایانی خود هفته نامه شهروند امروز را به دلیل عدم معرفی مدیرمسوول  و غیر واقعی جلوه دادن برخی اقدامات دولت توقیف کرده است. و چرایی دیگر توقیف شهروند امروز گفته های فائزه و فاطمه هاشمی در باره ی شیوه ی درگذشت آیت الله لاهوتی پدر همسرانشان در  آبان ۱۳۶۰ در زندان اوین بوده است. گفتنی است ساعت مخابره خبر توقیف شهروند امروز توسط هیات نظارت بر مطبوعات (۵۰ دقیقه مانده به نیمه شب) دیشب ‏این شبهه را درست می کند که ممکن است در هیات نظارت، اساسا جلسه ای برای ‏تصمیم گیری در مورد این نشریه تشکیل نشده باشد.

 

آیت الله خامنه ای دیروز در دیدار با کارگزاران اجرایی و فرهنگی حج، با نشاندادن ناخشنودی شدید از فضای تبلیغاتی و ‏مطبوعاتی کشور گفت: “این فضای بی بند و باری در حرف زدن و اظهارنظر علیه دولت، مسائلی نیست که ‏خداوند به آسانی از آنها بگذرد.” وی تاکید کرد: “تفضلات و رحمت الهی تا زمانی است که ما مراقب گفتار، ‏رفتار، و عملکرد خود باشیم زیرا خداوند با ما خویشاوندی ندارد.”‏ شگفت انگیز است این گفته ها یک روز پس استیضاح وزیر کشور توسط مجلس و برکناری وی از مقام وزارت ‏ گفت شده، همچنین ایشان به منتقدان دولت نهم هشدار دادند: “این دستاوردهای نظام اسلامی، به راحتی محقق نشده است که ‏عده ای بخواهند به دلیل اغراض شخصی و دشمنی با دولت، در اصل نظام خدشه وارد کنند.”‏ و به “تلاش برخی افراد ‏برای سیاه نمایی در فضای جامعه و ایجاد اغتشاش ذهنی و تردید در مردم” هشدار داد. و همچنین خطاب به منتقدان دولت گفت: “برخی کارها و ظلم ها، فتنه ای به پا می کند که دامن همه، اعم از ‏ظالم و غیرظالم را می گیرد بنابراین همه باید مراقب اظهارنظرها، تبلیغات، و اقدامات خود باشند.”‏

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر شهروند امروز پس از توقیف روزنامه هم‌مهین با همکاری گروهی از نویسندگان همان روزنامه و به سردبیری محمد قوچانی، سردبیر سابق روزنامه شرق، شروع به انتشار کرد. این هفته‌نامه با شکل و شمایل فارسی‌شده برخی از نشریات معروف انگلیسی‌زبان نظیر اکونومیست و تایم منتشر می‌شد و در طول یک‌سال گذشته از اقبال عمومی بالایی برخوردار بود. و پر تیراژترین مجله هفتگی در موضوعهای گوناگون از سیاست و اقتصاد تا هنر و ادبیات بود. که به گونه رنگی چاپ می‌شد. و تاکنون هفتاد شماره از مجله شهروند امروز منتشر شده بود.

 

دیروز توقیف هفته نامه شهروند امروز در شرایطی انجام گرفت که خبرگزاری دولتی ایرنا، از سوی دیگر ‏رسانه های محافظه کاران را نیز مخاطب هشدار آیت الله خامنه ای دانست و به آنها در مورد عواقب تضعیف ‏دولت هشدار داد.‏

 

ایرنا، با انتشار تحلیلی اصولگرایان را نیز مخاطب هشدار رهبر دانست و با اشاره به وارد شدن اتهام سیاه نمایی ‏از سوی آیت الله خامنه ای به مطبوعات و منتقدان دولت نوشت: “مخاطب هشدار امروز رهبرمعظم انقلاب ، ‏اصولگرایانی هستند که «کاتولیک تر از پاپ» شده و بنا دارند در اصولگرایی از رهبری انقلاب هم سبقت بگیرند ‏و با ادعای اصولگرایی به تخریب دولت بپردازند.”‏

 

ایرنا تاکید کرد: ” برای شناسایی مخاطبان هشدار امروز رهبری، کافی است برخی نطقها، یادداشت‏‎ ‎ها، تیتر های ‏اول، اخبار ویژه و… را در برخی مجالس و محافل و روزنامه ها‎ ‎و سایت های خاص مرور کنیم تا دریابیم چه ‏کسانی به فضای بی بند و باری در‎ ‎حرف زدن و اظهارنظر علیه دولت دامن زده اند. پایبندی به هشدار امروز ‏رهبر‎ ‎معظم انقلاب معیار اصولگرایی است. آن دسته از مدعیان اصولگرایی که طی هفته‎ ‎های اخیر بر طبل ‏تخریب دولت کوفتند، اکنون در معرض “محک” ولایتمداری قرار‎ ‎دارند‎.‎‏”‏

 

روند توقیف نشریات از سال گذشته

 

روند توقیف نشریات در ایران، از سال گذشته تا کنون روند پر شتابی بوده است. بر اساس آمار منتشره شده ‌در سال ۱۳۸۶، تعداد ۲۹ نشریه توقیف یا لغو امتیاز شده‌اند. تنها در یک روز در آستانه نوروز ۸۷، مجوز انتشار نه نشریه به دستور هیات نظارت بر مطبوعات لغو شد. «دنیای تصویر»، «ندای ایران»، «هفت»، «صبح زندگی»، «بازنگری»، «تلاش»، «به سوی افتخار»، «شوکا» و «هوار» از این دسته نشریات بودند. ‌همچنین در بهمن ماه سال گذشته ماهنامه زنان به دستور هیات نظارت بر مطبوعات پس از ۱۶ سال از ادامه انتشار بازماند و علاوه بر آن طی این یک سال، مجوز انتشار ۳۰ نشریه دیگر از سوی دولت لغو شده است. از جمله روزنامه‌های معروف توقیف شده در سال گذشته می‌توان از «شرق» و «هم میهن» نام برد. در ۲۰ فروردین ماه سال جاری نیز خبر رسید که یک روزنامه و سه نشریه به دستور هیات نظارت بر مطبوعات، توقیف شده‌اند. مجوز «صبح ورزش»، «ایمن گستر»، «گزیده پژوهش‌های جهان» و «لاله» به علت آنچه چاپ نامنظم در سال گذشته عنوان شد و با استناد به ماده ۱۶ قانون مطبوعات، لغو شد.

 

هیات نظارت بر مطبوعات

 

بر خلاف روند قبلی که نشریات از سوی قوه ‌قضاییه به طور موقت توقیف می‌شدند یا پروانه انتشار آنها لغو می‌شد، در دولت محمود احمدی نژاد برخورد حذفی با مطبوعات بیشتر از جانب هیات نظارت بر مطبوعات انجام گرفته است. یعنی از زمان روی کار آمدن دولت نهم برخورد با مطبوعات از قوه قضاییه به قوه مجریه منتقل شده است. و هیات نظارت بر مطبوعات در طول سه سال گذشته بیش از ۴۰ نشریه را توقیف یا لغو امتیاز کرده است.برابر با قانون، دادگاه مطبوعات تنها می‌تواند به پرونده‌های مطبوعاتی که توسط هیات نظارت «توقیف موقت» شده‌اند، رسیدگی کند.

لینک نوشته

فرهاد رهبر: در وزارت اطلاعات یاد گرفتم چگونه از خودم و اطرافیانم دفاع کنم؛ برای دانشجویان دانشگاه ته

 

 

rahbar.JPG

فرهاد رهبر: در وزارت اطلاعات یاد گرفتم چگونه از خودم و اطرافیانم دفاع کنم؛ برای دانشجویان دانشگاه تهران لباس فرم طراحی می کنیم.

فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران، سخنان جالب توجه ای را در جمع بعضی از دانشجویان در نشستی که «هم اندیشی و جلسه پرسش و پاسخ هیئت رئیسه دانشگاه تهران» نامگذاری شده بود، مطرح کرد.

 

دروغی به اندازه ۵ سال: کارت‌های دانشجویی از ۵ سال پیش طراحی و ایده نصب گیت متعلق به همان زمان است

 

رئیس دانشگاه تهران با بیان این که هزینه بردار بودن و امنیتی بودن گیت های نصب شده در ورودی های دانشگاه بارها از سوی دانشجویان به عنوان یک سئوال اساسی مطرح شده است. گفت: کارت‌های دانشجویی از ۵ سال پیش طراحی و به دانشجویان ارایه شده است و هیچ ارتباطی با رییس فعلی دانشگاه تهران ندارد. ویژگی کارت دانشجویی دانشجویان دانشگاه تهران تغییری نکرده و آن ویژگی که منجر به استفاده هایی نظیر شناسایی الکترونیکی کارت توسط کارتخوان می شود از همان سال های گذشته در کارت های دانشجویی قرار داده شده است.

 

وی در توضیح بیشتر گفت: یعنی کارتهایی که امروز توسط کارتخوان خوانده می شوند کارت های جدیدی نیستند بلکه خاصیت لازم برای شناسایی توسط کارتخوان از سال های قبل در آن ها بوده که امروز دارد استفاده می شود بنابراین ایده نصب این گیت ها ایده امسال و پارسال نیست بلکه ایده هایی است که از سال های قبل در دانشگاه مطرح بوده است.

 

فرهاد رهبر در حالی سعی کرده این گونه القا کند که کارت های دانشجویی فعلی کاربردی جز کنترل ورود و خروج دانشجویان از دانشگاه ندارد که کارت های دانشجویی که حالت مغناطیسی دارند کاربردهای فراوانی دارند که به عنوان یکی از کاربردهای آن می توان به ذخیره ژتون غذا اشاره کرد. بسیاری از دانشگاه ها از امکانات مختلف کارت های جدید دانشجویی، و نه لزوما کاربرد مورد اشاره فرهاد رهبر، استفاده می کنند.

 

۱۲۰۰ دانشجو به صورت غیرمجاز در کوی ساکن شده اند!

 

رئیس دانشگاه تهران در تبئین علل استفاده از گیتهای کارتخوان در مبادی ورودی دانشگاه تهران به امکانات محدود دانشگاه تهران، کوی دانشگاه، دانشکده ها و … اشاره کرد و گفت: در همین کوی دانشگاه بخش قابل توجهی از ظرفیت ها را دانشجویان غیرمجازی اشغال کرده اند که از همه دانشگاه های تهران اعم از دولتی و آزاد در آن حضور دارند. حدود یک هزار و ۲۰۰ دانشجوی غیر مجاز در کوی دانشگاه ساکن هستند اما در همین کوی دانشگاه از نظر فضای سلف سرویس، اتاق ها، ورزشگاه ها و … در مضیقه هستیم.

 

در همه دانشگاه های معتبر دنیا برای ورود به کلاس، سایت، آزمایشگاه باید کارت بزنند/به دلیل محدودیت امکانات گیت ها فقط مقابل درهای اصلی نصب شده اند

 

رهبر در ادامه افزود: شناسایی الکترونیکی کارتهای دانشجویی کاری نیست که ما آغاز کرده باشیم بلکه در اکثر دانشگاه های معتبر دنیا خیلی وقت است که این کار را کرده اند. در همه دانشگاه های معتبر دنیا دانشجویان وقتی می خواهند از محلی مانند کلاس ها، سایت های رایانه، آزمایشگاه ها و … که امکانات دانشگاهی وجود دارد با کارت دانشجویی عبور می کنند. اما چون امکانات دانشگاه تهران محدود بوده مجبور شده اند کارتخوان های الکترونیکی را نه در محل آزمایشگاه ها و … بلکه از چار در ورودی دانشگاه نصب کنند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر رئیس انتصابی دانشگاه تهران نامی از «اکثر» یا «همه» دانشگاه های معتبر دنیا که دانشجویان مجبورند برای ورود به کلاس، آزمایشگاه و سایت کارت ارائه کنند، نبرد.

 

۴ سال در سمت معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات با آن ها که خون ملت را می مکنند مقابله می کردیم

 

فرهاد رهبر با بیان این که برخی می خواهند از نکته ای سوء استفاده کنند گفت: برخی القا می کنند که گیت های کارتخوان جلوی درهای دانشگاه تهران امنیتی است و دلیلش هم این است که رئیس دانشگاهی که اخیرا آمده یک زمانی در سرویس اطلاعاتی کشور خدمت کرده و ایده های امنیتی دارد. به شما دانشجویان می گویم که ۴ سال معاون وزیر اطلاعات در حوزه اطلاعات اقتصادی بودم یعنی همان جایی که با قاچاقچیان، مفسدان اقتصادی، مافیای اقتصادی و کسانی که خون ملت را می مکنند مقابله می کردیم.

 

فرهاد رهبر اشاره ای به فعالیت های خود در این سمت نکرد. لازم به یادآوری است پس از بروز فساد گسترده و فراگیری که در معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات ایجاد شد، این معاونت بالکل توسط دولت اصلاحات منحل شد.

 

در وزارت اطلاعات یاد گرفتم چگونه از خودم و اطرافیانم دفاع کنم، دانشجو برایم سوژه امنیتی نیست

 

وی با افتخار به دوران مسئولیت در وزارت اطلاعات ادامه داد: در آن دوره مورد تهدید فراوانی قرار گرفتم و یاد گرفتم از خود و اطرافیانم چگونه دفاع کنم. این سابقه ام است و هیچ ابایی از آن ندارم اما عده ای می خواهند از سابقه امنیتی بنده سوء استفاده کنند تا بگویند که این گیت ها امنیتی است. تاکید می کنم که این گیت ها هیچ خاصیت امنیتی نمی تواند برای ما داشته باشد زیرا طرف خطاب ما ۳۰ هزار دانشجو هستند که ۳۰ هزار سوژه امنیتی نیستند و اصلا اگر بخواهم دانشجو را سوژه امنیتی فرض کنم پس اصلا نباید به دانشگاه بیایم. کسانی که فکر می‌کنند این گیت‌ها امنیتی است اصلا مسائل امنیتی را درک نمی‌کنند.

 

 

معترضان از انگشتان دست تجاوز نمی کنند/معترضان به دنبال تحرکات ضددانشجویی هستند

 

رئیس دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: اگر کسانی نگران اند که از گیتهای کارتخوان استفاده امنیتی شود، مطمئنم که تعداد این افراد از تعداد انگشتان دست هم فزونی نمی کند. یقین دارم در دانشگاه تهران حتی یک نفر هم به عنوان دانشجوی دانشگاه تهران وجود ندارد که من بتوانم او را یک سوژه امنیتی فرض کنم و برای یک یا دو سوژه امنیتی اصلا این تجهیزات لزومی ندارد و کاربردی هم ندارد. کسانی که تاکید دارند کاربرد این گیت ها امنیتی است فقط می خواهند از این فضا سوء استفاده کنند که بعدها اگر خواستند از فضای دانشگاه سوء استفاده کنند برایشان امکان پذیر باشد و اگر روزی خواستند با پوشش دانشجویی یک تحرک ضددانشجویی تدارک ببینند برایشان امکانپذیر باشد.

 

بالاخره مشخص نشد معترضین به گیت های امنیتی فرهاد رهبر از انگشتان دست تجاوز می کنند یا نمی کنند. چرا که اگر عده ای تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نکند چگونه می توانند تحرکی «ضددانشجویی» انجام دهند.

 

برای انتقاد به دولت دولت سایه دانشجویی راه اندازی کنیم

 

وی با بیان اینکه دانشگاه محل پرسشگری است، افزود: جنبش دانشجویی قطعا دارای جایگاه است. همه باید از روحیه با نشاط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دفاع کنیم و این روحیه را تشویق کنیم. به تشکلهای دانشجویی پیشنهاد دادیم که دولت دانشجویی را در دانشگاه تهران راه اندازی کنیم و دولت سایه دولت اصلی بشویم و خودمان الگوی دولت را آنجا تمرین کنیم و انتقادات خود را به دولت بگوییم.

 

رئیس دانشگاه مشخص نکرد اگر دانشجویانی نخواهند در سرگرمی «دولت دانشجویی» شرکت کنند و خود اقدام به انتقاد از دولت کنند، آیا وی این اجازه را به آن ها خواهد داد یا «با هر ابزاری با آن ها مقابله خواهد کرد.»

 

ایده دفتر تحکیم در دست معاون سابق وزارت اطلاعات: پارلمان دانشجویی تشکیل دهیم ولی اگر غیردانشجو برای جنجال در دانشگاه حضور یابد نه با گیت که با تمام ابزار مقابلش می ایستم

 

رئیس دانشگاه تهران بدون اشاره به این که همکاران او در وزارت اطلاعات با ایده «پارلمان دانشجویی» که در سالیان گذشته از سوی دفتر تحکیم وحدت مطرح شد چه برخوردی داشتند، افزود: امروز در کشور مجلس دانش آموزی داریم اما مجلس دانشجویی نداریم. دانشجویان را تشویق به تشکیل مجلس دانشجویی در دانشگاه تهران می کنیم تا افکار عالمانه خود را به مسئولان کشور منتقل کنند. دانشگاه محل تضارب آراء است اما محلی برای جنجال بیهوده نیست. اگر قرار باشد غیر دانشجویی برای جنجال و بر هم زدن نظم در دانشگاه حضور پیدا کند قطعا اولین کسی هستم که مقابلش خواهم ایستاد، نه با گیت های ورودی بلکه با تمام ابزار موجود.

 

فوران تجربیات آقای رئیس: اگر قرار باشد یک نفر در مانیتور امنیتی قرار گیرد ابزار دیگری وجود دارد که نیازی به هیچ هزینه ای هم ندارد

 

فرهاد رهبر گفت: اگر قرار باشد یک نفر در مانیتور امنیتی قرار گیرد ابزار دیگری وجود دارد که نیازی به هیچ هزینه ای هم ندارد. یقین دارم در دانشگاه تهران چنین موردی نداریم. سابقه امنیتی بنده و نصب گیت ها هیچ ارتباطی با هم ندارند. کارت های دانشجویی که در اختیار شماست مربوط به ۵ سال پیش است، زمانی که من اصلا در دانشگاه تهران مسئولیتی نداشتم.

 

لباس فرم برای دانشجویان دانشگاه تهران طراحی کنیم تا سرولباس دانشگاه را سروسامان دهیم

 

رئیس دانشگاه تهران به دانشجویانی که نسبت به برخی پوششهای دانشجویی اعتراض داشتند، گفت: دانشجویان راجع به این مسئله فکر کنند که آیا دانشگاه می تواند یک لباس فرم داشته باشد که حداقل سر و لباس و وضع ظاهری دانشگاه را سر و سامان دهیم. دانشجویان نظرات خود درباره لباس فرم دانشجویی را از طریق ایمیل اعلام کنند و اگر تعداد قابل توجهی از دانشجویان این راهنمایی را داشته باشید که می توانیم در دانشگاه تهران لباس فرم داشته باشیم، قاعدتا مسئولان نیز تصمیم گیری می کنند.

لینک نوشته

محرومیت از تحصیل ۴ دانشجوی دانشگاه شیراز و احضار بیش از ۵۰ دانشجو به کمیته انضباطی

 

 

shrz۲۱۱۱.JPG

محرومیت از تحصیل ۴ دانشجوی دانشگاه شیراز و احضار بیش از ۵۰ دانشجو به کمیته انضباطی

 

افزابش فشارها بر دانشجویان دانشگاه شیراز با صدور احکام محرومیت از تحصیل و احضارهای گسترده به کمیته انضباطی، روندی تصاعدی پیدا کرده است.

 

حمداله نامجو (مدیر مسئول نشریه دانشجویی متن)، ناهید افراسیابی (مدیر مسئول نشریه دانشجویی رهگذر)، اسماعیل جلیلوند (مدیر مسئول نشریه دانشجویی عصیان) و سحر یزدانی (مدیر مسئول نشریه دانشجویی قاصدک) با احکام کمیته انضباطی دانشگاه شیراز، از تحصیل محروم شدند. همچنین بیش از ۵۰ دانشجوی دختر این دانشگاه به بهانه واهی “بدحجابی” به کمیته انضباطی احضار شده و ۳ نفر از آنان از دانشگاه اخراج شدند.

 

در بین دانشجویان محروم شده از تحصیل، حمداله نامجو و ناهید افراسیابی هر کدام به ۲ ترم محرومیت از تحصیل محروم شده اند که یک ترم آن اجرایی و ترم دیگر آن معلق است. همچنین اسماعیل جلیلوند و سحر یزدانی پور هر کدام به ۲ ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده اند که به صورت معلق می باشد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، این دانشجویان در طی تجمعات آذرماه سال گذشته در دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی احضار شده بودند. پس از آن تجمعات، این ۴ دانشجو به اداره اطلاعات استان فارس احضار شده و تحت بازجویی قرار گرفته بودند. شایان ذکر است با احکام صادر شده نشریات این دانشجویان نیز از حق انتشار محروم می شوند.

 

همچنین در اقدامی دیگر سه تن از دانشجویان دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی احضار شدند. کاظم رضایی، آلما رنجبر و حمداله نامجو (مجددا و اندکی پس از دریافت حکم محرومیت از تحصیل) سه دانشجوی احضار شده می باشند. هفته گذشته نیز امین درستی، نوید غفاری و اکبر حسن پور سه دانشجوی دیگر این دانشگاه نیز به کمیته انضباطی احضار شده بودند.

 

این روند گسترده برخورد با دانشجویان دانشگاه شیراز که بلافاصله پس از اعتراضات دانشجویان دانشگاه شیراز به حضور علی لاریجانی در این دانشگاه آغاز شده است، با احضار ۵۰ دانشجوی دختر به عنوان “بدحجابی” شدت یافته است. به گزارش دانشجویان دانشگاه شیراز، مسئولین کمیته انضباطی دانشگاه شیراز از این دانشجویان دختر خواسته اند در ابتدا تعهد دهند که وضع پوشش خود را تغییر می‌دهند و سپس در انتظار صدور حکم انضباطی برای خود باشند.

 

بنابر گفته مسئولین کمیته انضباطی دانشگاه شیراز تاکنون ۳ دانشجوی دختر این دانشگاه به بهانه بدحجابی اخراج شده اند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر از ابتدای ریاست محمدهادی صادقی در دانشگاه شیراز که با شروع دولت نهم همراه بوذه است، این فشارها بر فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز با هماهنگی با کارپرور رئیس کمیته انضباطی دانشگاه، به شدت افزایش یافته است؛ انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه به صورت غیرقانونی منحل گردیده و نام آن به انجمن مستقل منتقل شده، نشریات منتقد دانشجویی توقیف شده و شورای صنفی دانشجویان نیز با رد صلاحیت ۱۰۸ کاندیدای آن در اختیار حامیان رئیس دانشگاه قرار گرفته است.

 

همچنین بنابر گزارش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، دکتر ایمانیه رئیس این دانشگاه یکی از ویلاهای بیمارستان نمازی که زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی شیراز می باشد را به معاونت امور دانشجویی حراست دانشگاه واگذار کرده است. این اقدام توسط ریاست دانشگاه علوم پزشکی شیراز در حالی صورت گرفته است که طبق وصیت مرحوم محمد نمازی، واقف بیمارستان نمازی، ویلاهای این بیمارستان تنها باید در اختیار پزشکانی قرار گیرد که در این بیمارستان مشغول به کار می باشند.

 

این ویلا در حالی در اختیار معاون امور دانشجویی حراست قرار گرفته است که طی سه سال ریاست ایمانیه بر دانشگاه علوم پزشکی شیراز، بسیاری از دانشجویان این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار و با احکام مختلف روبرو شده اند و جو سرکوب و محدود کردن دانشجویان این دانشگاه به شدت افزایش یافته است.

 

 

در همین زمینه:

دانشجویان دانشگاه شیراز، رویای علی لاریجانی را به کابوس تبدیل کردند

محکومیت دکتر احمدی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشکی به ۸ ماه حبس

جلسه اعتراضی و تریبون آزاد دانشجویان داروسازی شیراز پیرامون مشکلات صنفی

در پی حضور لاریجانی در دانشگاه شیراز اوضاع این دانشگاه در هفته گذشته متشنج بود

تحصن نمادین اعتراضی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در دفتر دکتر ایمانیه ریاست دانشگاه

سحر یزدانی پور از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز به کمیته ی انضباطی احضار شد

لینک نوشته

رده بندی جهانی آزادی مطبوعات ٢٠٠٨، ایران در رده ١٦٦

 

۵cxaol.jpg

 

رده بندی جهانی آزادی مطبوعات ٢٠٠٨، ایران در رده ١٦٦

گزارشگران بدون مرز اول آبان ماه ١٣٨٧ هفتمین رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات را منتشر کرد.

نه توانمندی اقتصادی که صلح ضامن آزادی مطبوعات در جهان است. این نتیجه‌گیری اصلی هفتمین رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات گزارشگران بدون مرز است، که اول آبان ماه ١٣٨٧ منتشر شد. این ردبندی معیاری برای سنجش آزادی مطبوعات در ١٧٣ کشور جهان است و هر ساله از سوی گزارشگران بدون مرز منتشر می‌گردد. نتیجه‌گیری دیگر این رده بندی بازهم درجا زدن سه کشور ترکمنستان (١٧١) کره شمالی (١٧٢) و اریتره (١٧٣) در آخرین رده‌های جدول است. و اینکه رفتار جامعه جهانی با کشورهای اقتدارگرایی چون کوبا (١٦٩) یا چین (١٦٧) برای بدست آوردن نتیجه‌ای مطلوب موثر نبوده است.

جهان پس از ١١ سپتامبر به روشنی ترسیم شده است. دمکراسی‌های بزرگ بی‌ثبات شده و در موضعی تدافعی قرار گرفته‌اند و به‌تدریج فضای آزادی‌ها را کاهش می‌دهند. دیکتاتوری‌های پرقدرت اقتصادی با استفاده از تفرقه در جامعه جهانی و جنگ‌های ویرانگری که به نام مبارزه با تروریسم، به راه افتاده‌اند، اقتدارگرایی خود را با غرور به رخ می‌کشند. تابوهای مذهبی یا سیاسی هر سال به کشورهایی که در مسیر گسترش آزادی‌ها گام بر می‌دارند بیشتر تحمیل می شوند.

 

در این وضعیت خفقان عمومی حاکم بر کشورهای بسته جهان، تحت رهبری دشمنان آزادی مطبوعات، با مصونیت کامل آنها از مجازات ادامه دارد. به گونه‌ای که نهادهای بین‌المللی چون سازمان ملل متحد همه‌ی اقتدار خود را بر روی اعضا از دست داده است. این بحران اما به برخی از کشورهای از نظر اقتصادی ضعیف این امکان را داده است که که علیرغم همه مصائب به مردمان خود این حق را بدهند که با دولت خود هم‌نظر نباشند و آنرا بتوانندعلنا اعلام کنند.

جنگ و صلح

جدول رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات محدوده زمانی از اول سپتامبر ٢٠٠٧ تا اول سپتامبر ٢٠٠٨ را در بر می‌گیرد. این جدول نه تنها جایگاه والای اشغال شده توسط کشورهای اروپایی را در معرض دید همگان قرار می دهد ( به استثنای زلاند نو و کانادا، ٢٠ رده اول جدول کشورهای اروپایی تشکیل می دهند.) که نمایان‌گر جایگاهی آبرومند برای برخی از کشورهای امریکای مرکزی و کارائیب نیز هست. جامائیکا و کستاریکا در رده های ٢١ و ٢٢ و اسلواکی ٢٠ و مجارستان در رده ٢٣ قرار دارند. کمی بالاتر از سورینام(٢٦) و ترینداد یا توباگو (٢٧) این کشورهای کوچک کارائیب حتا در مکانی بهتر از فرانسه (٣٥ ) قرار دارند که امسال نیز چهار رده نزول کرده است. و یا اسپانیا (٣٩) و ایتالیا (٤٤) دو کشوری که همچنان درگیر خشونت های مافیایی و سیاسی هستند. با تکیه بر معیارهای رده‌بندی، برای نامبیا (٢٤) فقط یک امتیاز کافی بود تا پس از صدر نشینی کشورهای آفریقایی به گروه بیست کشور اول جدول صعود کند.

 

نقطه مشترک کشورهای صدر نشین جدول با تفاوت‌های فاحش اقتصادی ( تفاوت درآمد سرانه برحسب جمعیت میان ایسلند (١) و جامائیکا (٢١) ١ به ١٠ است ) این است که این کشورها دارای نظام دمکراسی پارلمانی هستند و به ویژه وارد جنگ نشده‌اند.

 

امری که شامل حال امریکا ( رده ٤٠ در کشور خود و رده ١١۹ در خارج از حیطه سرزمینی ) و یا اسرائیل ( رده ٤٦ در کشور خود و رده ١٤۹ در خارج از حیطه سرزمینی ) نمی‌شود. در اسرائیل برای اولین بار پس از سال ٢٠٠٣ یک روزنامه نگار فلسطینی بدست ارتش این کشور کشته شده است. از سر گیری درگیری مسلحانه گریبانگیر گرجستان ( رده ١٢٠) و یا نیجر نیز بود که سقوطی سنگین داشت ( از رده ۹٥ در سال ٢٠٠٧ به رده ١٣٠ در سال ٢٠٠٨).

 

این کشورها علیرغم دارا بودن نظامی دمکراتیک اما در منازعه‌ای نظامی با ” تنش کم و یا زیاد” شرکت دارند. با این عمل روزنامه نگاران به‌عنوان آسان‌ترین هدف در معرض خطر درگیری یا سرکوب قرار می‌گیرند. آزادی موسی کاکا خبرنگار رادیو بین‌المللی فرانسه در نیامه پس از ٣٨٤ روز بازداشت و آزادی سامی الحج از جهنم گوانتانمو پس از شش سال زندان یادآوری‌ست بر این امر که جنگ همیشه جان‌ستان است اما آزادی‌ستان نیز هست.

 

زیر آتش منازعه‌گران و دولتی همه جا حاضر

 

در نبود راه حلی سیاسی برای حل معضلات مبرم خود کشورهای درگیر در منازعات پر خشونت، چون عراق ( رده ١٥٨) پاکستان (١٥٣) افغانستان ( ١٥٦) و یا سومالی (١٥٢) “مناطق سیاه” مطبوعات هستند. قتل، گرونگیری، دستگیری خودسرانه، تهدید به مرگ، امر روزمره‌ی روزنامه‌نگاران است، که علاوه بر آنکه زیر آتش منازعه‌گران هستند در اغلب موارد به طرفداری از طرفین درگیر هم متهم می‌شوند. هر بهانه‌ای برای خلاص شدن از دست ” مزاحمان” و “جاسوسان” خوب است. مانند سرزمین های خود مختار فلسطین (١٦٣) که به‌ویژه در غزه که از زمان قدرت یابی حماس وضعیت به وضوح وخیم‌تر شده است. در همین زمان در سریلانکا (١٦٥) علیرغم آنکه دولت انتخابی بر سرکار است اما مطبوعات با خشونتی سازمان داده شده از سوی دولت مواجه‌اند.

 

کشورهای که در صف آخر این رده‌بندی قرار دارند نطام‌هایی دیکتاتوری کما بیش با چهره‌ای آرایش شده هستند که در آنها مخالفان و روزنامه‌نگاران می‌توانند با شکاف در روزنه‌‌ی دیوارهای سیاه‌‌چال‌ تحمیل شده بر آنها زندگی کنند. سال المپیک در چین (رده ١٦٧) سال دستیگیری هو جیا و تعداد دیگری از منتقدان و روزنامه نگاران بود اما در عین حال فرصتی بود برای رسانه های آزاد که تدریجا از کنترل پلیسی تحمیل شده بر شهروندان قدرت بزرگ آسیا عبور کنند. روزنامه‌نگار بودن در پکن و یا در شانگها و همچنین در ایران (١٦٦) در ازبکستان (١٦٢) در زیمبایوه (١٥١) حرفه‌ای با خطر بالا، محرومیت‌های بسیار و آزارهای قضایی مداوم است. از سالها پیش در بیرمانی (١٧٠ ) تحت رهبری دیکتاتورهای نظامی نژادپرست و انعطاف ناپذیر حتا روزنامه‌نگاران و روشنفکران خارجی نیز دشمن ژِنرال‌های در قدرت محسوب می‌شوند.

 

جهنم‌های ایستا

 

در تونس زین العابدین بن‌علی (١٤٣) لیبی معمر قذافی (١٦٠) و روسیه سفید الکساندر لوکاشن‌کو (١٥٤) سوریه بشیر ال‌اسعد (١٥۹) یا گینه اکوادرو نیدو اوبینا نگوما (١٥٧) تصویر رهبر در همه‌ی خیابان‌ها و در صفحه اول روزنامه‌ها، برای قانع کردن بدبین‌ترین‌ها به عدم وجود آزادی بیان در این کشورها کافی است. دیگر دیکتاتورها کیش شخصیت را ترویج نمی‌کنند اما مثل هم‌پالکی‌های خود خفقان ایجاد می کنند. در لائوس (١٦٤) یا در عربستان سعودی (١٦١) برای روزنامه‌نگاران هیچ امکانی جز حرکت در خط رسمی قدرت وجود ندارد.

کره شمالی و ترکمنستان مرکز جهنم ایستا هستند که رابطه مردم آنها با خبر- فریب سازی دولت از بقیه دنیا قطع شده است. در حالی که در اریتره (١٧٣) آخرین کشور رده بندی برای دومین سال متمادی هنوز رئیس جمهور اسایاس آفورکی و قبیله کوچک ناسیونالسیت و پارانویایش بر جوان ترین کشور آفریقا حمکرانی می کند.
جامعه جهانی و از جمله اتحادیه اروپا فقط به تکرار تنها راه حل “گفتگو” است، بدون در بر داشتن هیچ نتیجه‌ای بسنده می‌کند، ظاهرا تا زمانی که دولت‌های اقتدارگرا می‌توانند اعتراضات را بی هیچ خطری جز نارضایتی بدون عواقب چند دیپلمات نادیده انگارند. مصون از مجازات هستند.

 

خطر فساد و کین آفرینی سیاسی

 

بیماری دیگری، برای از دست دادن رده در دمکراسی‌ها فساد است. نمونه بد آن بلغارستان (٥۹) است. چراغ قرمز اروپا، یادآور آن است که انتخابات با رای همگانی، کثرت‌گرایی رسانه‌ها و تضمین‌های قانون اساسی معیار‌های کافی و معتبر برای ادعای داشتن آزادی مطبوعات نیست. باید فضا مناسب نیز در جهت آزادی گردش اطلاعات و بیان عقاید وجود داشته باشد. تنش های اجتماعی و سیاسی در پرو (١٠٨) یا در کنیا (۹٧) سیاسی شدن رسانه‌ها در ماداگاسکار (۹٥) و یا در بولیوی (١١٥) و در برزیل (٨٢) که در آنها روزنامه‌نگاران قربانی خشونت می‌شوند، نمایانگر آلوده شدن این دمکراسی های رو به رشد با این سم هستند. کسانی که با مصونیت کامل قوانین را برای ثروتمندتر شدن زیرپا می گذارند و روزنامه نگاران ” کنجکاو” را مجازات می کنند، عوامل نگاه داشتن بسیاری از “کشورهای بزرگ” در رده های شرم آور هستند. ( نیجریه در رده ١٣١، مکزیک در رده ١٤٠ و هند در رده ١١٨) .

 

برخی از کشورهای مدعی ” کشوری بزرگ” بودن، عامدانه رفتاری خشن، ناعادلانه و در یک کلام نگران کننده از خود نشان می دهند. از جمله ونزوئلا (١١٣) که شخصیت و فرمان‌های شاهانه‌ی رئیس جمهور هوگو چاوز اغلب اوقات تخریب‌گر است. روسیه‌ی جفت پوتین- مددوف (١٤١) کنترلی کامل بر رسانه‌ها عمومی و مخالفان اعمال می کند. همچون آناپولیتکوفسکایا هرسال چند روزنامه نگار با گلوله ” افراد ناشناس” که در اغلب موارد نزدیک به سرویس‌های امنیتی تحت هدایت کرملین هستند به قتل می رسند.

 

مقاومت تابو ها

 

در میانه‌ی جدول رده بندی کشورهایی هستند در تردید میان سرکوب و آزادی، در این کشورها تابوها غیر قابل عبور هستند. در گابن (١١٠) کامرون (١٢۹) و یا مراکش (١٢٢) و عمان (١٢٣) ، در کامبوج (١٢٦) و یا در اردن (١٢٨) و یا در مالزی (١٣٢) به‌عنوان مثال مطرح کردن نام رئیس جمهور یا شاه و یا اطرافیان و حتا افتضاحات احتمالی آنها کاملا ممنوع است. قانون‌گذاری آزادی ستیزانه در سنهگال (٨٦) و یا در الجزایر (١٢١) با نقض استاندارهای دمکراتیک جهانی پذیرفته شده از سوی سازمان ملل متحد بطور مداوم روزنامه نگاران را به زندان می فرستد.

 

سرکوب در عرصه اینترنت نیز نشانگر سرسختی تابوهاست. در مصر (١٥٦) تظاهرات های ابتکاری بر روی اینترنت پایتخت را پریشان و دولت را که امروز هر کاربر اینترنت را خطری بالقوه برای کشور می‌داند، نگران کرده است. استفاده از مسدود سازی هر ساله بیشتر می‌شود و کشورهای سرکوبگر برای زندانی کردن وب‌نگاران و وبلاگ‌نویسان تردید به خود راه نمی دهند. اگر چین برای استفاده قابل توجه از ابزار تکنیکی و کنترل کاربران در میان کشورهای ” نقطه‌های سیاه وب” صدر نشین است سوریه قهرمان منطقه‌ای سایبر سرکوب را کسب کرده است.

 

در هفتمین رده بندی به ندرت کشوری صعود داشته است. لبنان (٦٧) در پی پایان یافتن سوقصد به روزنامه‌نگاران متنفذ در سالهای اخیر، جایگاه منطقی خود را بازیافته است. و هایتی (٧٣)همچون آرژانتین (٦٨) و یا مالدیو (١٠٤) صعود کند خود را ادامه می‌دهد. در عوض توقف انتقال دمکراتیک در موریتانی (١٠٥) مانع پیشرفت آن شده است. در چاد (١٣٣) و یا در سودان (١٣٥) دستاوردهای چند ساله اخیر با استقرار ناگهانی سانسور از بین رفتند.

 

افغانستان (١٥٦) به یکباره در پی افزایش خشونت ها از سوی طالبان و جنگ سالاران و البته از سوی نمایندگان دولت سقوط کرده است.

جایگاه بد ایالات متحده امریکا در خارج از حطیه سرزمینی (١١۹) از جمله به خاطر رویه‌ی بد ارتش امریکا در افغانستان است . جاوید احمد خبرنگار افغان شبکه تلویزیون کانادایی سی تی وی(CTV) به شکل خودسرانه چندین ماه را بدون حکم قضایی در بازداشت بسر برد.

ایالات متحده امریکا در هفتمین رده بندی هشت رده صعود کرده است. آزادی سامی الحج فیلم بردار شبکه تلویزیونی الجزیره پس از شش سال زندان در پایگاه نطامی گوانتانامو عاملی برای این صعود بوده است. با این حال نفی اصل “حفظ منبع خبر ” از سوی دادگاه های فدرال برای روزنامه‌نگاران همچنان خطر محسوب می‌شود. اما از تعداد روزنامه نگاران احضار شده به مراجع قضایی برای معرفی منابع خبری خود در طی ماه های اخیر کاسته شده است و هیچکدام از احضار شدگان نیز در این مدت زندانی نشده اند. اما مصونیت از مجازات وجود دارد یک سال پس از قتل شانسی بایلی سردبیر هفته نامه اوکالاند پست در کالفرنیا در ٢ اگوست ٢٠٠٧ روند رسیدگی به این پرونده در درگیری های بر سر منافع محلی با کندی روبروست و عدم دخالت دستگاه قضایی فدرال نشانگر یکی از عوامل عدم موفقیت امریکا در بدست آوردن جایگاهی بهتر در رده بندی است. موارد متعدد دستگیری‌ روزنامه‌نگاران در مدت کنوانسیون‌های معرفی نامزدهای دمکرات‌ و جمهوری‌خواه نیز مورد محاسبه قرار گرفته است.

 

شش کشور در خاور میانه هر سال در پائین ترین رده های جدول رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات قرار می‌گیرند. قهرمانان سرکوب در این منطقه امسال نیز رده خود را حفظ کرده‌اند. در عراق (١٥٨) آزادی بیان دیگر به اتوپیا تبدیل شده است. در سوریه (١٥۹) در لیبی (١٦٠) در عربستان سعودی (١٦١) و در سرزمین های خودمختار فلسطین (١٦٣) و یا در ایران (١٦٦) روزنامه‌نگاران یا در محاق سانسوری همه جانبه قرار دارند و یا با خشونتی تباه کننده دست به گریبانند. سرزمین های خودمختار فلسطین هیچگاه به این اندازه سقوط نکرده اند. بیلان درگیری میان جناحهای حاکم بر سر قدرت برای آزادی بیان ویرانگر بوده است. مسئولیت ارتش اسرائیل در قتل خبرنگار رویترز در آوریل ٢٠٠٨ و مصونیت از مجازات سربازان مستقر در تیرفاتال توضیح‌گر سقوط اسرائیل در خارج از حطیه سرزمینی است (١٤۹)

 

گزارشگران بدون مرز

لینک نوشته

تصفیه اساتید دانشگاه به خاطر انتقاد به دولت

روند اخراج و اساتید دانشگاه ها که از آغاز دولت نهم شدت یافته است، طی یک سال گذشته ابعاد تازه ای پیدا کرده است. علاوه بر فشارهای گوناگون بر برخی از اساتید دانشگاه ها، تعداد بسیاری از اساتید از جمله اساتید دانشگاه تهران و علامه طباطبایی علیرغم میلشان و به اجبار بازنشسته شده اند. علاوه بر روش هایی نظیر بازنشسته کردن اساتید برای تصفیه دانشگاه ها از اساتید منتقد، هر از گاهی نیز دولت و مسئولین وزارت علوم به بهانه های مختلفی یکی از اساتید منتقد دانشگاه ها را به طور مستقیم اخراج می کنند.

 

در همین زمینه هفته گذشته مطلبی در مورد اخراج اسفندیار ذوالقدر یکی از اساتید دانشگاه علمی کاربردی و مدیر مسئول ماهنامه اقتصاد و توسعه به خبرنامه امیرکبیر ارسال شد. بنابر این گزارش، ذوالقدر به دلیل طرح مباحثی در کلاس جامعه شناسی و پس از بررسی این مباحث توسط حراست مرکز آموزش علمی کاربردی، ممنوع التدریس شده و از دانشگاه اخراج شده است. خبرنامه امیرکبیر متن نوشته شده توسط اسفندیار ذوالقدر در مورد حکم اخراجش از دانشگاه علمی کاربری را برای پیگیری مساله مطرح شده و آگاهی افکار عمومی عینا منتشر می کند:

 

در ایران آزادی بیان مطلق وجود دارد، اما آزادی پس بیان چطور؟

 

احمدی نژاد درسخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل که فرصتی بود برای بیان مسائل بین المللی ایران، فرصت دفاع از حقوق ایران را پیدا نکرد و ترجیح داد با از خود گذشتگی و ایثار (همانند سی سال گذشته که همواره دولتمردان ایران از جیب ملت ایران در حال ایثارهستند) از این فرصت مهم و تاریخی برای دفاع از حقوق کشور مستقل فلسطین، دولت دموکراتیک عراق و افغانستان، درمقابل آمریکای جهانخوار دیروز که امروز منتش را برای برقراری رابطه میکشیم، استفاده کند و دولتمردان این کشورها را در نزد مردمشان شرمنده کند.! همانطور که ما در جنگ بوسنی سعی کردیم مرحوم”عزت بگویچ” را نزد ملت مسلمان بوسنی شرمنده کنیم ولی بلافاصله پس از اتمام جنگ  دولت بوسنی با بستن یک تفاهم نامه همه جانبه با اسرائیل و به رسمیت شناختن آن کشور، بازهم ما را شرمنده کرد! خلاصه انکه در مجمع عمومی سازمان ملل فرصت دفاع از منافع ملی ما فراهم نشد. ولی تا دلتان بخواهد احمدی نژاد با کمک مشاوران ورزیده و مطبوعاتی شان که هیچ کدامشان نیز تابعیت امریکایی ندارند و ریششان را هم سه تیغه نمی کنند!! توانست در مصاحبه با نشریات و خبرگزاری های درجه پنچ دنیا از حقوق ملت ایران دفاع کند و شرایط موجود ایران را تشریح کند!. در یکی از همین مصاحبه ها  با رسانه های دست چندم و گمنام، که در راستای دفاع از منافع ملی انجام می شد، احمدی نژاد در پاسخ به سوال خبرنگار شبکه تلویزیونی پی بی سی امریکا که از او درباره میزان رعایت حقوق بشر در ایران وآزادی عقیده پرسید، گفت: “در ایران آزادی مطلق برقرار است” و ” افراد، دیدگاه های خودرا مطرح می کنند و کسی به خاطر بیان دیدگاهش محدود نمی شود. حتی ممکن است این دیدگاه ها باهم مخالف هم باشند.”

 

در ایران بسیاری از رسانه ها  و شخصیت ها و فعالان سیاسی به این گفته احمدی نژاد خرده گرفتند که او دروغ می گوید وگفته هایش عاری از حقیقت است. اما من به تنهایی به دفاع از گفته احمدی نژاد می پردازم و میگویم که احمدی نژاد راست می گوید. در ایران آزادی کامل برای ابراز عقاید وجود دارد اما………. آزادی پس از بیان وجود ندارد.

 

حالا می خواهم اتفاقی که برای خود بنده، دقیقا یک ماه قبل از سفر تاریخی، انقلابی، اسلامی و دشمن شکن! احمدی  نژاد به سرزمین کفر و جهانخواری و لعنتی! امریکا اتفاق افتاد را تشریح کنم تا خودتان قضاوت کنید چقدر درایران آزادی بیان وجود دارد و فرمایش رئیس جمهور چقدر حقیقت دارد.

 

من مدیر مسئول ماهنامه اقتصاد و توسعه و مدرس دانشگاه هستم و امسال به دعوت یک دانشگاه ترم تابستان قرار شد که برای دو کلاس درس جامعه شناسی را تدریس کنم. نود درصد دانشجویان این دانشگاه شاغل هستند و اکثرشان هم در نهادهای امنیتی کار می کنند. من بنا به عادت و روش تدریس ام، برای فهم بهتر مباحث از مثال استفاده می کنم و سعی هم می کنم که به جای اینکه از کره مریخ و کهکشان راه شیری! مثال بیاورم از جامعه خودمان که کلکسیونی از پدیده هاست، مثال بزنم. در دو جلسه مانده به اتمام کلاسها موضوع درس، درباره نهادهای سیاسی و نقش آنها در جامعه بود. من هم طبق روال همیشه سعی کردم، ازساختار دولت کشور خودمان (توجه داشته باشید نه حکومت ونه نظام بلکه فقط دولت)  را به عنوان نهاد سیاسی برای عینیت بخشیدن به موضوع درس آنالیز کنم.خلاصه آنکه من پنچ دقیقه ای درباره عملکرد دولت نهم و کارنامه دولت احمدی نژاد و مقایسه آن با دو لت فرهیخته خاتمی صحبت کردم. درحین صحبت دیدم که برخلاف همیشه که من دانشجویان را موظف کرده بودم که موبایل شان را حتما در کلاس خاموش کنند، دانشجویی دارد با گوشی موبایلش بازی میکند. چندان توجهی نکردم وفقط تذکری دادم و گذشتم. این دانشجو که “ایوبی” نام دارد از بچه های تیم حفاظت ریاست جمهوری و عضو تیم حفاظت  حاج داوود احمدی نژاد بود. کلاس تمام شد و قرار شد هفته بعد آخرین جلسه ترم تابستان برگزار گردد. در دفتر کارم بودم که موبایلم زنگ زد.از دانشگاه بود. مسئول حراست دانشگاه که خانمی به نام دهنوی بود وتازه از همان دانشگاه فوق دیپلم گرفته بود، با تکبر و غرور و تحکم خاصی گفت: “آقای ذوالقدر تمام کلاسهای شما حذف شده و شما دیگر حق ندارید به دانشگاه بیایید” پرسیدم چرا؟ گفت: “حکم از بالا بوده و از نهادهای مختلف از جمله نهاد ریاست جمهوری تماس گرفتند و دستور داده اند که کلاسهای شما همه لغو بشود و اسمتان هم از سایت هیات علمی دانشگاه حذف شده است”

 

در کمال ناباوری پرسیدم به چه علت؟ گفت:” صحبتهایی که در کلاس داشتید توسط فلانی ضبط شده و در اختیار حراست مرکز و چند نهاد دیگر قرار گرفته است و درنهایت شورای حراست تشکیل جلسه داده و تصمیم گرفته شد که تمامی کلاسهای شما حذف شود و  اسمتان هم از سایت دانشگاه حذف شود در این رابطه نامه ای هم حراست برای شما تهیه کرده که بیایید و نامه را تحویل بگیرید. حق التدریس تان هم پرداخت نمی شود.”

 

فورا رفتم سراع اینترنت و دیدم بله. راست میگفت. اسمم از سایت اساتید دانشگاه حذف شده و جلویش نوشته شده که باید برای تعیین تکلیف به امور مدرسان مراجعه کنم. این دیگر اوج عدالت دولت مردمی! و عدالت محور احمدی نژاد بود که در گرمای تابستان روزی شش ساعت سر کلاسها حاضر شده بودم و حال دانشگاه حق و حقوقم را نیز نمی دادند.

 

بلافاصله گوشی همراهم زنگ زد، شماره نیفتاده بود. گوشی را برداشتم. مردی با صدای لرزان و عصبانی شروع کرد به فحش دادن که فلان فلان شده حالا به رئیس جمهور توهین میکنی؟ حالا ببین چطوری به غلط کردن می افتی. پرسیدم شما کی هستی که داری خط و نشون میکشی؟ هیچ غلطی نمی تونید بکند.گفت حالیت می کنیم.

 

خلاصه از آن لحظه مزاحمت ها شروع شد ومن هم ناچار فردای همانروز دوتا سیم کارتم را از بین بردم تا اعصابم به هم نریزد.

 

دو روز بعد به دانشگاه مراجعه کردم تا نامه ای که حراست برایم نوشته بود را تحویل بگیرم. در بین دانشجویان ولوله بود. با دیدن من همه شان بطرفم آمدند و می گفتند: استاد چرا نمی خواهید از ما امتحان پایان ترم بگیرید.  گفتم که من مشکلی ندارم دانشگاه اجازه نمی دهد. فهمیدم که به دانشجویان گفته اند خود استاد نمی خواهد امتحان بگیرد. دانشجوها می گفتند ما در گرما آمدیم سر کلاس حالا چرا باید این درس را یکبار دیگر در ترم بعد از اول باید بگذرانیم؟ گفتم از مسئولان بپرسید. وقتی نامه حراست را نشان دادم و ماجرا را گفتم همگی واکنش نشان دادند که یعنی چی؟ با حذف کلاس شما مشکل مملکت حل میشه؟ یکی میگفت پس باید استاد در کلاس لال بشه؟ یکی میگفت فلانی صدای شما رو ضبط کرده و برده ریاست جمهوری. یکی میگفت اینهم شد مملکت داری. خلاصه هر کس چیزی میگفت. این بحث ها همه در بیرون دانشگاه و پنجاه متر دورتر از دانشگاه انجام می شد که یکباره دیدم نگهبان دانشگاه به طرفم آمد و با کلی عذر خواهی گفت که مسئول حراست دانشگاه می گوید شما باید هر چه زودتر از اینجا بروید و حق ندارید تا یک کیلومتری دانشگاه هم بیایید. این حرف باعث واکنش دانشجویان و خود من شد که آقا جان ما جلوی در مردم هم نمی تونیم وایستیم؟

 

من نامه را گرفتم (نامه ای که تصویر آن را اینجا می بینید) و چند روزی هم گرفتار مشکلات شخصی بودم تا اینکه بعد از دو هفته برای پیگیری موضوع به اداره کل حراست مرکزی دانشگاه رفتم. گفتند باید با فردی به نام آقای ظهوری صحبت کنم. موضوع را همین طوری که الان نوشتم با ایشان در میان گذاشتم و یک شماره از مجله ام را که همراهم بود را نیز به وی دادم و از من شماره تلفن گرفت وقول داد که موضوع را پیگیری کند. رفت با مدیرکل حراست صحبت کرد و برگشت و گفت که ما از اقدامات انجام شده بی خبریم و حراست استان تهران این کار را کرده و من پیگیری می کنم و نتیجه را به شما اطلاع می دهم.

 

سه چهار روز بعد از آنروز فردی با من تماس گرفت وگفت که نامش الهی است (البته مانند دکتر کردان خودش را دکتر هم معرفی کرد که بعدا کاشف بعمل آمد که آقای الهی لیسانس دارد!!) و مدیر کل حراست استان تهران دانشگاه علمی کاربردی است. موضوع را جویا شد. جریان را گفتم. با اظهار تاسف ساختگی از مشکل بوجود آمده گفت: “شما یک شخصیت فرهیخته هستید و نباید کسی مثل خانم دهنوی که تازه سر از تخم بیرون آورده با شما اینطوری برخورد کند.من حتما با ایشان برخورد خواهم کرد.”خودش را به آنراه زد که گویا اصلا روحش هم خبر ندارد که خودشان چه توطئه ای به نام ریاست جمهوری و نهاد های امنیتی درست کرده اند. قول داد که هفته بعد جلسه ای با هم داشته باشیم تا مسئله حل بشود.

 

قرار جلسه گذاشته شد و من طبق عادت، سر وقت در محل دفتر این فرد (الهی) در خیابان کبکانییان در خیابان فلسطین حاضر شدم. یک ربع هم گذشت. مسئول دفترش که جوانکی تازه به اسلامیون پیوسته و بر پشت لبش مو سبز شده بود، گفت حاج آقا! ( منظورش الهی بود که قطعا تا شاه عبداعضیم خودمان هم نرفته بود چه برسد به مکه) رفتن جلسه. گفتم مگر قرار نداشتیم.گفت حالا یک روز دیگه. گفتم شماره اش را بگیرید تا صحبت کنم. حاج آقا!! را گرفت و الهی در کمال بی ادبی گفت روزهای دیگه بیایید تا موضوع را بررسی کنیم. گفتم شما با چه مجوزی و بر اساس کدام رای دادگاه صالحه اسم من را از لیست اساتید حذف کردید؟ من اگر از اینجا بروم مستقیم می روم و این موضوع را رسانه ای می کنم. با کمال بی شرمی گفت: “ما نیاز به حکم نداریم خودمان هرطور تشخیص بدهیم عمل می کنیم. من سی دی شما رو دارم که به احمدی نژاد انتقاد کردی ما از خدامونه که شما اینو بنویسید و یا مصاحبه کنید اونوقت دیگه ثابت میشه که شما ضد انقلابید!!.”

 

گفتم حتما این کارو میکنم که شما هم تکلیفتان را بدانید.حالا هم این موضوع را نوشتم تا خود شما قضاوت کنید در این مملکت چقدر آزادی پس از بیان وجود دارد.؟ هنوز هم نه حق و حقوق بنده را داده اند و نه اجازه تدریس می دهند.

 

حالا آقای احمدی نژاد باید پاسخگو باشد که چطوری یک نفر عضو تیم حفاظت ایشان که هنوز فوق دیپلم هم ندارد به خودش اجازه می دهد به نام “نهاد ریاست جمهوری” مسئولان دانشگاه را تحت فشار بگذارد تا تمامی کلاسهای یک استاد را حذف کنند و او را ممنوع التدریس کنند؟؟

 

این بود عدالتی که ایشان میخواست به ملت هدیه بدهد؟ آنهمه ادعا در مصاحبه با رسانه های خارجی و دم از وجود آزادی در ایران زدن یعنی همین؟ واقعا جا دارد ایشان حداقل!! برای مادام االعمر رئیس جمهور شوند. ده دور ریاست جمهوری هم برای ایشان کم است. ریئس جمهوری که روی گروهبان تیم حفاظت خود کنترل ندارد چگونه می خواهد بر مملکت کنترل داشته باشد؟ در دوران هشت سال ریاست جمهوری سید اولاد پیامبر خاتمی بزرگ، انواع لجن پراکنی ها از سوی کیهان و رسالت و انحصار طلبان بر علیه این فرد بی همتا و دولت اصلاحات انجام شد آیا کسی ممنوع التدریس شد؟ آیا درس استادی بخاطر انتقاد حذف شد؟

 

جالب اینجاست که خانم دهنوی مسئول حراست دانشکده می گفت فلانی اگر مسئله اخلاقی بود خیلی راحت قابل حل بود. ولی چون با سیاست ارتباط پیدا کرده نمی شود کاری کرد!!! بی اختیار یاد دکتر کردان و مبارزه اخلاقی اش با رژیم فاسد شاه افتادم!!!

nameh۳.JPG

 
لینک نوشته

بازداشت چند ساعته دانشجویان ستاره دار در مقابل مجلس؛ استفاده از گاز اشک آور برای متفرق کردن دانشجویا

 

 بر روی لینک های زیر کلیک کنید.

محمدرضا حدادی یک روز پس از روز جهانی کودک اعدام می شود.

هک مجدد سایت «کانون زنان ایرانی» پس از انتشار اخبار پرونده قتل زهرا بنی یعقوب

 

 

اعتراض دفتر تحکیم وحدت به هجوم نیروهای انتظامی به تعدادی از دانشجویان ستاره دار مقابل مجلس

 صبح روز، یکشنبه ۱۴ مهرماه، در حالی که دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل جهت پیگیری حقوق خود به مجلس مراجعه کرده بودند، نیروی انتظامی آن ها را محاصره کرده و سعی کرد با تهدید، دانشجویان را متفرق کنند. پس از آن که مامورین نتوانستند دانشجویان را متفرق کنند آن ها را توسط یک دستگاه مینی بوس نیروی انتظامی بازداشت کردند.

این دانشجویان دو هفته پیش نیز به همین منظور به وزارت علوم مراجعه کردند. اما مسئولین حاضر نشدند پاسخی به ایشان بدهند. سازمان سنجش در سال جاری از ارائه کارنامه به ۱۷ نفر از دانشجویانی که در دوره کارشناسی فعالیت دانشجویی داشتند، خودداری کرد و علت این امر را نظر منفی وزارت اطلاعات دانست. در دو سال گذشته نیز تقریبا همین تعداد از دانشجویان ستاره دار شده بودند.

مهدی عربشاهی، صادق شجاعی، علی تقی پور، مهدیه گلرو، زهرا توحیدی، ضیا نبوی، مرتضی حسین زاده، ناصر پویافر، یادگار صالحی، اصغر قنبری، علی خوشبخت، مازیار معصومی، علیرضا داوودی و سعید فیض الله زاده از جمله دانشجویانی بودند که برای پیگیری حقوق خود به مجلس شورای اسلامی مراجعه کرده بودند.

گزارشات رسیده حاکی از آن است نیروی انتظامی دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل بازداشت شده را به کلانتری میدان انقلاب منتقل و پس از چند دقیقه آن ها را آزاد کرده است. مامورین نیروی انتظامی، پس از آزادی دانشجویان، مقابل کلانتری میدان انقلاب با یکی از دانشجویان درگیر شدند و اقدام به بازداشت وی کردند.

این اقدام نیروی انتظامی با اعتراض دیگر دانشجویان مواجه شد. مامورین برای متفرق کردن دانشجویان از گاز اشک آور استفاده کردند و چند تن از دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. دانشجوی بازداشت شده پس از چند دقیقه آزاد شد.

.........................................................................................................................................

عباسپور: دانشجویان متحصن، اعتراض خود را به مجلس ارائه کنند.

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس درباره تجمع صبح امروز جمعی از دانشجویان به اصطلاح «ستاره‌دار» در مقابل درب مجلس گفت: «دانشجویان معترض می‌توانند اعتراض خود را به سازمان سنجش و یا کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ارائه کنند تا ما استعلام کرده و دلیل اصلی اعلام نشدن اسامی آنها در کنکور سراسری امسال را مشخص کنیم».

 

علی عباسپور در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی آفتاب اظهار داشت: «پذیرش دانشجو یکسری ضوابط علمی دارد و یکسری ضوابط گزینشی که این مساله در قانون آمده است».

 

وی با تاکید بر این نکته که باید کاملا طبق قوانین عمل شود، گفت: «اگر دانشجویان معترض کارنامه دارند می‌توانند به سازمان سنجش اعتراض خود را کتبا ارائه کنند چرا که ممکن است حقیقتا بدلایل علمی مردود شده باشند اما تصورشان بر این است که اعلام نشدن اسامی آنها دلایل دیگری دارد».

 

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به اجرای ضوابط توسط دانشجویان تاکید کرد و گفت: «در کل ما لفظ ستاره‌دار بودن دانشجویان که در رسانه‌ها مطرح شده است را قبول نداریم».

 

آفتاب


اعتراض دفتر تحکیم به هجوم نیروهای انتظامی به دانشجویان ستاره دار مقابل مجلس

 

در پی حمله نیروی انتظامی به تعدادی از دانشجویان ستاره دار که امروز به منظور احقاق حقوق خود به مقابل مجلس رفته بودند، روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت با صدور اطلاعیه نسبت به این قضیه اعتراض کرد. متن این اطلاعیه به شرح زیر است:

مصادیق نقض اصول دموکراتیک و حقوق بشر از جمله مواردی است که در تار و پود هستی وضعیت فعلی تنیده شده و کمتر روزی است که بدون برنامه ریزی محافل امنیتی برای سرکوب و دستگیری فعالین دانشجویی و مدنی و اجتماعی که جز بهبود وضعیت خود و کشورشان مطالبه ای ندارند، سپری شود. موضوع برخورد و سرکوب دانشجویان نیز از جمله مواردی است که به عنوان سوژه ی هر روزه ی محافل امنیتی تعریف شده و در دستور کار آنان قرار دارد. در این میان ستاره دار کردن و محروم نمودن دانشجویان از حق ادامه ی تحصیل از جمله ناعادلانه ترین روش هایی است که برای برخورد با دانشجویان انتخاب شده و چند سالی است که شتابی روز افزون به خود گرفته است. دانشجویانی به طور غیر قانونی و از طریق اعمال گزینش های جهت دار از حق بدیهی تحصیل محروم می شوند، حقی که به واسطه ی موهبتی الهی در تکوین استعداد علم آموزی نصیب شان شده امروز توسط نهادهایی تمامیت خواه سلب می شود.

در ادامه ی همین رفتار سرکوبگرانه، امروز تعدادی از دانشجویان ستاره داری که در مقابل مجلس شورای اسلامی حضور یافته بودند دستگیر شده و ساعاتی بعد در نقطه ی دیگری از تهران متفرق شدند. نیروهای امنیتی برای متفرق کردن آنان از گاز اشک آور استفاده کردند. تعدادی از این دانشجویان، به دلیل سابقه ی فعالیت در دانشگاه از ادامه ی تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بازمانده و ستاره دار شده بودند. این افراد که برای اعتراض و رسیدگی به وضعیت خود هفته ی گذشته در مقابل وزارت علوم حاضر شده بودند در پی بی نتیجه ماندن پیگیری های خود، این بار تصمیم داشتند از طریق نمایندگان مجلس احقاق حق تحصیل خود را مطالبه نمایند. که اجتماع کوچک و آرام آنان با یورش نیروهای امنیتی مواجه شد. در میان این افراد دانشجویانی نیز که احکام مکرر و سنگین چندین ترم محرومیت از تحصیل دریافت کرده اند، که بعضاً موجب اخراج آنان از دانشگاه می گردد، حضور داشتند.

علاوه بر مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت، که برای همراهی و اعلام حمایت این اتحادیه از این دانشجویان در جمع آنان حضور یافته بود، اسامی صادق شجاعی، علی تقی پور، مهدیه گلرو، زهرا توحیدی، ضیا نبوی، مرتضی حسین زاده، ناصر پویافر، یادگار صالحی، اصغر قنبری، علی خوشبخت، مازیار معصومی، علیرضا داوودی، سعید فیض الله زاده در میان دانشجویان معترض به چشم می خورد.

در حکومت های دموکراتیک اعتراض شهروندان به امور مختلف در مقابل مجلس و طرح امور بعضاً متفاوت با نمایندگان و پیگیری مطالبات از معابر حقوقی و پارلمانی آن قدر بدیهی و آشناست که خبر هجوم به تعدادی دانشجوی معترض در مقابل مجلس امری غیرقابل باور است. با این که ما می دانیم توقع رفتار و مشی دموکراتیک از تمامی حاکمان فعلی منطقاً نابجاست ولی چنین برخوردهایی با معترضین مقابل مجلس در کنار مدعای حاکمان در محافل رسمی و بین المللی، از قبیل اینکه “ایران دموکراتیک ترین کشور جهان است”، ایشان را در تیررس نفی و استهزاء قرار می دهد.

دفتر تحکیم وحدت ضمن اعتراض نسبت به هجوم به اجتماع آرام دانشجویان ستاره دار در مقابل مجلس شورای اسلامی، بار دیگر بر اعاده ی حق تحصیل ایشان از جانب کمیته های انضباطی دانشگاه و نهادهای امنیتی خارج دانشگاه تأکید می کند و یادآور می گردد که وضعیت کنونی ناشی از سیاستگزاری های نادرست و سلب حقوق مصرح و قانونی دانشجویان بوده و بدون شک تا رفع این موارد، این اعتراضات نیز ادامه خواهد داشت.

روابط عمومی

دفتر تحکیم وحدت

۱۴ مهرماه ۱۳۸۷


بازتاب یورش به دانشجویان متحصن در مقابل مجلس در دیگر رسانه ها

بازداشت و آزادی چند دانشجوی ستاره‌دار

 

متن کامل در ادامه مطلب :


ادامه مطلب
لینک نوشته

احمدی نژاد: ۹۸ درصد مردم طرفدار نظام هستند؛ رحیم صفوی: ایران دموکراتیک ترین کشور دنیاست.

 

احمدی نژاد: ۹۸ درصد مردم طرفدار نظام هستند؛ رحیم صفوی: ایران دموکراتیک ترین کشور دنیاست.

محمود احمدی نژاد در مصاحبه ای که در سفر خود به امریکا با روزنامه لس آنجلس تایمز انجام داد بار دیگر ادعای مضحک خود مبنی بر وجود “آزادی مطلق” در ایران را تکرار کرد.

احمدی نژاد این ادعاها را در حالی بیان می کرد که از زمان آغاز به کار دولت نهم روند سرکوب اقشار مختلف جامعه به شدت افزایش یافته است. در همین یک سال گذشته بسیاری از دانشجویان بازداشت شده و برای مدت ها دربند بودند. همچنین بسیاری از دانشجویان از حق تحصیل محروم شدند. بسیاری از زنان نیز با انواع محکومیت در دادگاه ها مواجه شدند و اعتراض کارگران به مشکلات معیشتی سرکوب گسترده مواجه شد.

احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که “شما دانشجویان را سرکوب می کنید، از چه می ترسید؟”، گفت: «این حرف ها حقیقت ندارد. چنین چیزهایی اتفاق نیافتاده است. آزادی در ایران مطلق است و قانون بر کشور حکمفرماست. سیستم قضایی ما از پیشرفته ترین سیستم های دنیاست. در کنفرانس های مطبوعاتی من هر کسی این حق را دارد با آزادی هر چه تمامتر هر چه را بخواهد بپرسد.»

وی همچنین مدعی شد هر کسی جرمی داشته باشد دادگاه به صورت علنی و با حضور وکیل به جرایم اورسیدگی می کند.

احمدی نژاد در عین حال گفت: ۹۸ درصد مردم ایران طرفدار نظام هستند و نیازی به اینگونه اقدامات (زندانی کردن) نیست.

همچنین رحیم صفوی فرمانده سابق کل سپاه پاسداران در اظهار نظری مدعی شد ایران دموکراتیک ترین کشور دنیاست.

یحیی رحیم صفوی در این زمینه گفت: “ایران ، دمکراتیک ترین کشور جهان است، زیرا انتخاباتی آزاد دارد و حقوق بشر به بهترین نحو در کشور ما اجرا می شود.”

لینک نوشته

احمدی نژاد: آزادی مطلق در ایران برقرار است

ahmadi.JPG

محمود احمدی نژاد در مصاحبه ای که طی روزهای گذشته با شبکه تلویزیونی PBC آمریکا انجام داده است، در بخشی از صحبت هایش بیان کرد: “در ایران آزادی مطلق برقرار است.”

 در حالی که در تابستان امسال دانشجویان بسیاری بازداشت شده و برای هفته های دربند بودند، احمدی نژاد ادعا کرد کسی به خاطر بیان دیدگاهش محدود نمی شود. وی گفت: “افراد، دیدگاه های خودرا مطرح می کنند و کسی به خاطر بیان دیدگاهش محدود نمی شود. حتی ممکن است این دیدگاه ها باهم مخالف هم باشند.”

 در تابستان امسال دانشجویان به طور گسترده ای در شهرهای مشهد، تهران، زنجان، تبریز و رشت بازداشت شدند و همچنان ۵ دانشجوی دانشگاه زنجان و بیش از ۷ دانشجو در تبریز در بازداشت به سر می برند. طی هفته های اخیر نیز فشار بر دانشجویان دانشگاه های تربیت معلم، شیراز و زنجان با احضارهای گسترده به دادگاه انقلاب به شدت ادامه داشته است. همچنین صدور حکم ۲ سال زندان برای هدایت غزالی و صباح نصری و پلمپ دفاتر انجمن اسلامی دانشگاه تبریز نیز بخشی از فشارهای وارد بر دانشجویان بوده است که با ادعاهای احمدی نژاد در تناقض می باشد.

 همچنین طی روزهای گذشته بخشی دیگر از “آزادی” در ایران با آشکار شدن ممانعت از تحصیل فعالین دانشجویی توسط سازمان سنجش و وزارت علوم آشکار شد. بر اساس سنی که منتشر شد، سازمان سنجش آموزش کشور در نامه ای به دیوان عدالت اداری اذعان داشته است که عدم ارائه کارنامه به یکی از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه و مدیر مسئول سابق نشریه نخل سوم به دلیل نداشتن صلاحیت عمومی است، در حالی که این فعال دانشجویی در طول دوره تحصیلش نه تنها هیچ گاه به دادگاه احضار نشده بود بلکه حتی در کمیته انضباطی دانشگاه نیز پرونده ای نداشت. همچنین تعدادی از دانشجویان دانشگاه های مختلف در نامه ای سرگشاده به وزیر علوم از محروم شدنشان از حق تحصیل خبر دادند.

 احمدی نژاد همچنین در بخش دیگر از صحبت هایش در وضعیت اقتصاری کشور گفت: “در سال گذشته رشد اقتصادی ۷.۸ درصد را تجربه کردیم و حجم مراودات ما به سرعت در حال افزایش است. رشد سرمایه گذاری در کشور نیز ۶۰ درصد بود.”

لینک نوشته

و ...18تیر
 

تقدیم به :

عزت ابراهیم نژاد ، اکبر محمدی ،احمد باطبی ،منوچهر محمدی ،مهرداد لهراسبی ، بهروز جاوید تهرانی ،مهران میر عبدالباقی ،حسن زارع زاده اردشیر ، محمدرضاکثرانی ، بهیه جلالی ، غلامرضا مهاجر نژاد ، فرخ شفیعی ،خسرو سیف ، بهرام نمازی ، فرزین مخبر ، علی علی نژاد ، رضا نیارمی ، رضا کرمانی ، قدرت الله جعفری ، حسین یکتا ،مهدی فخرزاده ،کیانوش سنجری ، کیوان رفیعی و ... همه آسیب دیدگان فاجعه کوی دانشگاه.

 

 

 18 تیر

 

 

امروز هجدهم تیرماه است.هجدهم تیرماه هزار و سیصد و هفتاد و هشت.

دانشجویان بی پناه این مرزو بوم سلامی را پاسخ گفتند و سلاخی شدند.آنها گمان نداشتند که سلامشان را سلامیان نمی خواهند پاسخ گفت ، زیرا که سرهاشان در گریبان مصلحت سنجی های بی صلاح است ، زیرا آنها - عموما – مصلحینی بودند که هم می خواستند سر در قدرت و سیطره اقتدارگرایان داشته باشند و هم قدرت در سر و سیرت مردم و این جمع ، جمعی پریشان بود.دانشجو بی یار و یاور ماند و ذبحش کردند.

اینچنین شد که عزت ما را بازوی آز از ما گرفت.عزت ابراهیم نژاد را می گویم.... "شیرآهنکوه مردی از این گونه عاشق / میدان خونین سر نوشت / به پاشنه آشیل در نوشت.- روئینه تنی که راز مرگش / اندوه عشق و / غم تنهایی بود ".

آری اینچنین شد که اکبر به خاک افتاد.او" قربانی بتی شد که دیگرانش می پرستیدند".

اینچنین شد که بلند کردن یک پیراهن خونی سالیان طراوت و شادابی جوانی نیک نهاد را به یغما برد.احمد باطبی را می گویم.او که امروز روحی خسته ، تنی رنجور و دلی خونین دارد.

اینچنین است که دیگر ، تابستان هایمان بوی سفر به شمال و شنای در دریا و گشت و گذار در سبزه زار را نمی دهد.بلکه بوی سفر عزت و اکبر را می دهد به دیار نیستی.بوی غم پوران ، خواهر عزت را دارد.بوی اندوه مادر اکبر.بوی عفن مرداد ماه می دهد.تابستانی که مصدق را محبوس کرد و در انزوا از بین برد.بوی تابستان شصت و هفت ...بوی هجدهم تیر ماه هفتاد و هشت .

بوی سرب تیری که صورت معصوم عزت ابراهیم نژاد را شکافت.بوی اشک چشمان پوران ابراهیم نژاد.پورانی که هنوز قسم اش " به جان عزت " است.گویا نمی خواهد باور کند که "عزت مرد از بس که جان ندارد".او هنوز سیاه پوش برادر است.انگار همین دیروز عزت را از دست داده است.

تابستان دیگر بوی سیروسیاحت نمی دهد.بوی خون پیراهنی دارد که بر دستان احمد باطبی بالا رفت.

امروز هجدهم تیرماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت هجری شمسی است.مهرورزی امروز بوی بندهای تاریک و تنگ 209 می دهد.گویا قرار است که رفیع قامت ترین جوانان این دیار همچنان در بند باشند. گویا قرار است که فرزندان امیرکبیر را دوباره در دخمه ها رگ زنند..." گوییا باور نمی دارند روز داوری..."

گویا قرار است که دیگر در این " مزار آباد شهر بی تپش، وای جغدی نیز به گوش نیاید" و دردمندان،خسته و نا امید دست به دعا بردارند که:

نادری پیدا نخواهد شد امید

کاشکی  اسکندری پیدا شود

 

آن روز و روزگار از ایران دور بادا!