تبليغاتX
برای آزادی ایران
برای آزادی ایران
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
چیزی به اسم انتخابات...

سلام بر تمام هموطنان

برای انتخابات می خواستم یه کارایی انجام بدم ، اما متاسفانه به دلیل مشغله کاری به هیچ کدوم نرسیدم.

این چند روز اتفاقات زیادی برام افتاد که دیگه حتی حوصله نوشتن در مورد مسئله مهمی مثل انتخابات رو هم نداشتم،وای چه جو سنگینی بود تازه این جو نزدیک انتخابات بود اگه قرار بود این اتفاقات در موقعی غیر از این زمان باشه چی می شد ، چه بر سر جوانان ایران زمین می آوردند.

دوستان می دانید این چند روز درایران چه خبر بود، دوستانم که در شیراز هستند به من خبر دادند ، باورم نمی شد اونم تو این موقعیت درست نزدیک انتخابات .

می دونید که  شیراز دو هفته متوالی در تحصن وتجمع دانشجویی به سر می برد تمام دانشگاه های شیراز تا اونجایی که من می دونم حسابی شلوغ بودن و همشون تحصن داشتن فکر کنم خبراش رو خوندین (اگه خبر ندارین بگین تا خبر های کاملش رو براتون بفرستم).

اما جای تعجب  برای برنامه ای که به مناسبت در گذشت دکتر مصدق و با نام ملی شدن صنعت نفت قرار بود برگزار بشه( اونم با مجوزی که خودشون صادر کردن ) یه دفعه نیم ساعت قبل از جلسه اطلاعات جلسه رو لغو می کنه ؟ و آنچنان با پلیس ضد شورش به دانشجویان حمله می کنن که انگار تعدادی سگ وحشی رو به سراغ طعمه می فرستن ؟؟!!

باور نمی کنید دوستانم که مورد حمله این سگان جیره خوار قرارگرفته بودن قسم می خوردند آنچنان به  دانشجویان (آینده سازان و مهم ترین قشر جامعه) حمله کردن که هر نفر توسط چند سگ صفت به شدت ضرب و شتم شده بود، تازه این فقط برای دست گرمی بوده وای به حال کسایی که دستگیر شدن.

 ظرف دو روز ،بیشتر دانشجویان فعال شیراز دستگیر می شن ، شهر کاملاًبه صورت حکومت نظامی در میاد(حتی پلیس ضد شورش در تمام پارک ها و محل های شلوغ مستقر بودن، خبر رسیده600مامور خبره اطلاعات در چند روز اخیر به شیراز فرستاده شدن) من با  نوشته هیچ جور نمی تونم  حس دوستانم رو بیان کنم.

در حالی که دوستانشون در دست اطلاعات گرفتار هستن اونا هیچ کاری نمی تونن بکنن (دانشگاه علوم پزشکی شیراز  بعد از دستگیری دانشجویان تحت محاصره کامل قرار داشت).

فعالین دانشجویان دانشگاه شیراز که در اقدامی کم نظیر با ایستادگی دو هفته تحصن داشتن بعد از اعلام مذاکره (از طرف رژیمی ها) و نشستن بر پای میز مذاکره دستگیر می شن و اینک آنها را از تحصیل محروم می کنند.

 اخه برای چی ، برای اینکه دانشجویان حق رو می گن و فقط به دنبال گرفتن حقشون هستن؟؟

وای دوستانم وقتی از جو شیراز صحبت می کردن من که باورم نمی شد چنین جوی حاکم شده باشه.

اینان آزاد مردان هستند که در راه ایران و آزادگی از هیچ چیز خود دریغ نمی کنند.

اگه واقعاً اگر از چیزی ترس ندارین پس چرا درست وقت تعطیلات دانشگاه ها دست به چنین کار وحشیانه ای زدید؟

اگه یه چنین کاری با این سطح وسیع و کم نظیر در هر موقع دیگری از سال انجام می شد مطمئن باشید 18 تیر دیگری در راه بود ؟

اما شب دراز است و قلندر بیدار  

 بعد از عیدی هم  خواهد بود

من که به این زودی ها از یادم نخواهد رفت. از شما دوستان عزیز هم خواهش می کنم برای کمک به دوستان و هموطنان خود از هیچ کاری دریغ نکنید دوستان ما اینک چشم انتظار ما هستند و به کمک و یاری ما نیاز دارند . 

دوستان بدانید که اینان آنقدر که از بیداری جامعه و حق طلبی ترس دارند که در مقابل آن هر کاری که حتی به فکرتان هم نمی رسدانجام می دهند. ولی وقتی ایران یک صدا شود دیگر از اینان چه کاری بر می آید...

 من همین جا به شما اخطار می دهم بترسین از خشم جوانان ایران زمین

 

واقعاً جای تعصف داره هر روز از فلسطین وحقوق بشر داخل سگ خونشون برای مردم نادان نشون می دن بعد مثل گروهی بی شرف به فرزندان همین مردم حمله می کنن و مردم چیکار می کنن؟؟؟

خاک بر سر ما   خاک بر سر من    خاک بر سر...     ما را چه شده ؟؟؟

از خودم بدم میاد که چرا ایران به این فلاکت افتاده و من همین طور دست رو دست گذاشتم .من که مخالف خون ریزی حتی در مورد دشمن خودم بودم این چند روز  چه حالی داشتم...

دلم می خواد از این جو کثیف دور بشم (با هویت افغانی هر جایی راحت راهت می دن اما با هویت ایرانی چی؟؟؟)

این نامردا جایی برای هیچ فعالیتی نذاشتن ،دیگه راهی جز چریک شدن هم باقی گذاشتن؟؟؟

 هر کس با هر مقامی داخل هر جایی که باشه فقط یه کم ساز مخالف بزنه بدون هیچ دریغی حسابش رو می رسن نمونش همین چند روز و ماجرای بهجت.

خوب حالا این اینا را نگفتم که حس انقلابی رو تحریک کنم یه وقت فکر نکنید چپ هستم ( من به تمام دوستان چپ آزاد مرد اردات خاصی دارم، ولی من چپ نیستم)اما با وضعی که اینا درست کردن جای تعجب نداره که گرایش های انقلابی و چپ گسترش پیدا کنند.

همه این برخورد ها نشان از این حقیقت داره که این حکومت به پایان راه خودش رسیده و دیگه راهی به جز سرکوب شدید براش باقی نمونده این حرکات فقط از دیکتاتوری بر میاد که برای حفظ قدرت خودش هر کاری که بتونه می کنه.

دوستان وقت بیداری و آزادی فرا رسیده دیگر جایی برای قدرت طلبان سگ صفت باقی نمانده .

ایران دوباره آزاد خواهد شد...

البته ایران تنها وقتی معنی آزادی را خواهد چشید که مردم ایران آزادی را دیگر فهمیده باشند تا با به دست آوردن آن به راحتی آن را از دست ندهند.

به امید ایرانی آزاد و سربلند
لینک نوشته

حسابهای مالی آیت الله بهجت، در پی مخالفت با رهبری، مسدود شد

از قم خبر می رسد حسابهای بانکی آیت الله بهجت، از مراجع تقلید بسته و علت آن هم “مخالفت” های ضمنی این مرجع تقلید ‏با نظرات آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی عنوان شده است.‏

 

‏ “صبح نیوز” در اشاره ای مستقیم در این مورد نوشته: “در پی نظر مخالف آیت الله بهجت با آیت الله خامنه ای در مورد ‏قمه زنی، حسابهای بانکی آیت الله العظمی بهجت(دامت برکاته) مسدود شده است.” سایت “البرز” نیز در این مورد گزارش ‏داده است موضوع انسداد این حسابها با “مباحث اخیر ایشان درخصوص قمه زنی ودیدار بابرخی مسوولین” مربوطه مرتبط ‏است. ‏

 

دفترآیت الله بهجت سه حساب به شماره های ۵۲۰۰ درشعبه مرکزی بانک ملی قم و همین شماره درشعبه مرکزی بانک ‏صادرات و ۰۱۰۰۴۴۴۵۰۰۰۰۳ سیبای فراگیر بانک ملی دارد که تمامی این حسابها برای واریز وجوهات شرعی مورد ‏استفاده قرارمی گرفت. اکنون هر چند امکان واریز به حساب وجود دارد اما دفتر این مرجع امکان برداشت از حساب را ‏ندارد.‏

 

به گفته یکی از نزدیکان آیت الله بهجت، چندی پیش و پس از مباحثات گوناگون در زمینه قمه زنی و حسن وقبح آن گروهی ‏از سازمانهای امنیتی در ملاقات با وی نسبت به موضع گیری مثبت او شدیداً انتقاد کردند تا جایی که پس از ممانعت آیت الله ‏بهجت از “بازگشت از نظرشان در مورد قمه زنی”، این گروه، وی را تهدید به انسداد حساب های بانکی کردند.‏

 

این شاگرد آیت الله بهجت همچنین به خبرنگار “صبح” در قم گفته است:‏‎ ‎‏”این تهدید چندی است که عملی شده ولی بی اثر و ‏بی نتیجه مانده است چراکه پیش از اقدام این افراد، آیت الله بهجت در دستوری اعلام کردند تا تمام موجودی حساب ها به ‏عنوان شهریه طلاب به شاگردان ایشان پرداخت شود تا حسابها درصورت انسداد خالی از پول باشد.”‏

 

چندی پیش سایت “فردا” در مطلبی از اجازه شرعی آیت الله بهجت در مورد قمه زنی سخن به میان آورد اما به فاصله اندکی ‏، ‌خبرگزاری فارس در مصاحبه ای “نامفهوم با ایشان” این موضوع را رد کرد.این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که ‏آیت الله خامنه ای در سالهای اخیر نظراتی در مورد شریعت داده که گاه برخلاف نظر مراجع قدیمی تر است. ‏

 

‎‎از سید ابوالحسن اصفهانی تا بهجت‎‎

 

موضوع ممنوعیت قمه زنی در حالی از سوی آیت الله خامنه ای بیان شد که دو سال پیش عده‌ای به عنوان حامی قمه‌زنی در ‏اصفهان برای ترویج این عمل اقدام به ساخت سی‌دی کردند. در این سی‌دی سخنانی به آیت الله بهجت از مراجع تقلید نسبت ‏داده شد. سخنران در این سی دی مدعی شده بود که “حدود سی سال قبل در روضه‌ای که در منزل آیت الله بهجت تشکیل شده ‏بود از ایشان شنیده است که فرموده‌اند: در زمان آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی آن زعیم بزرگ به جهت سخنان ‏یکی از روشنفکران پیرامون حرمت قمه‌زنی فتوا به وجوب قمه‌زنی داده و فرمودند هرکس توانایی دارد باید امسال قمه‌بزند. ‏در آن سال حدود ۷۰۰مجتهد به اطاعت از حکم سید قمه زدند اما من(آیت الله بهجت) چون دیدم هم می‌ترسیدم و بنیه و هنر ‏این کار را ندارم برای اینکه مخالفت با مرجعم سید ابوالحسن نکنم لباسی پوشیده و به میان قمه‌زنان رفتم و آن لباس من خونی ‏شد و آن را نشُستم و وصیت کرده‌ام آن را با من دفن کنند چون به امر مرجعم چنین کردم.”‏

 

آنچنان که سایت صبح اشاره می کند پس از این بود که گروهی از نیروهای امنیتی از آیت الله بهجت خواستند نظر خود را ‏تغییر دهد. برخی سایت های همسو با رهبرجمهوری اسلامی نیز در این ارتباط به نقل از آیت الله بهجت نوشتند:”آیت الله ‏العظمی بهجت ضمن دستخطی ضمن تکذیب این ادعا فرمودند: آنچه من فرموده‌ام آن است که مرجع بزرگوار آیت الله ‏العظمی سید ابوالحسن مدیسه‌ای اصفهانی با قمه‌زنی مخالف بوده‌اند و تا پایان حیات خود نیز بر این رأی و نظر باقی بودند. ‏و چنین لباسی نیز هم‌اکنون نزد من وجود ندارد.”‏

 

‎‎دو عید فطر‎‎

 

اختلاف نظر بین آیت الله بهجت از مراجع قدیمی تر قم با آیت الله خامنه ای سابقه ای پیش از این دارد. اوج این اختلاف ‏سلیقه در نمازهای عید فطر پس از ماه رمضان دیده شد. در چند سال اخیر که آیت الله خامنه ای سعی کرده است نظر نهایی ‏و حجت را در مورد رویت حلال ماه شوال و پایان ماه رمضان بدهد، همواره با برخی مراجع اختلاف نظر داشته است ‏بطوریکه مقلدین آیت الله بهجت معمولا در روزی که او به عنوان عید معلوم می کند نماز می خوانند و سایرین به گفته آیت ‏الله خامنه ای در روز دیگر. پیش از این در رمضان سال ۱۳۸۳ در حالی از سوی آیت الله خامنه ای روز سه شنبه عید فطر ‏اعلام شد که مقلدین آیت الله بهجت روز دوشنبه نماز عید فطر خود را خوانده بودند. ‏

 

پس از این بود که در بخشنامه ای از سوی دفتر آیت الله خامنه ای رهبر ایران از مراجع تقلید خواسته شد در جهت “وحدت ‏حوزه” پیش از اعلام عید به این دفتر اعلام کنند.

 

البرز محمودی

روزآنلاین

 
لینک نوشته

نامه ابوالفضل جهاندار، دانشجوی دربند، در حمایت از فرزاد کمانگر

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد   /   تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

 

گویا خاکستر مرگ فضای کشور را آکنده نموده و روزگاری است که حتی جوانهای عاشق نیز قدر گلها را نمی دانند، روزگاری که خوب ها بد کشته می شوند، حلاج ها بر دار می روند و افسوس و صد افسوس که ندای حق طلبی آنها را کسی نمی شنود گویا همه به بوی تعفن مرداب استبداد خو کرده اند.

 

در این فضای سکوت و خفقان حاکم بر جامعه بعد از ماهها بلاتکلیفی پرونده، سر انجام دادگاه انقلاب در عملی وقیحانه و ددمنشانه حکم اعدام معلمی دلسوز، اندیشمند و وطن پرست وارسته فرزاد کمانگر و دو تن از هموطنان کرد زبان را صادر نمود. طبق اصل ۳۷ قانون اساسی اصل بر برائت افراد است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

 

نکته جالب اینکه علی رغم شکنجه های قرون وسطایی هیچگونه مدرکی دال بر مجرم بودن فرزاد بدست نیامده اما به دلیل عدم استقلال رای قوه قضائیه رای بر اعدام ایشان صادر نموده اند، ظاهرا مسئولین قوه قضائیه فراموش کرده اند که طبق اصل ۱۲۶ قانون اساسی، قوه قضائیه باید پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده دار وظبفه گسترش عدل و آزادی های مشروع باشد.

 

اینجانب ضمن محکوم کردن حکم ظالمانه بی دادگاه انقلاب از تمامی سازمان های حقوق بشری، فعالان سیاسی، دانشجویی و مدنی و تمامی هموطنانی که قلبشان به عشق آزادی نوع بشر می تپد تقاضا مندم تمام تلاش خود را در جهت نقض حکم نا عادلانه به کار بندند.

 

ابوالفضل جهاندار (پویا)

مدیر سایت خبری پویا نیوز

عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی

عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت

زندان اوین - اندرزگاه ۷ سالن

لینک نوشته

نامه انتقادآمیز بیش از ۵۰ نفر از دانشجویان محروم از تحصیل به احمدی نژاد

بیش از ۵۰ نفر از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه های سراسر کشور با نگارش نامه ای انتقادی به محمود احمدی نژاد، حق فعالیت و آزادی بیان را جزء حقوق اولیه خود دانسته اند و حذف گسترده فعالین دانشجویی را از سطح دانشگاه ها در آستانه انتخابات مجلس محکوم کرده اند. متن کامل این نامه به شرح زیر است:

 

جناب آقای محمود احمدی نژاد، ریاست جمهوری اسلامی ایران

با سلام

 

انتخاب شما به عنوان رییس جمهور نهم ایران قطعاً یکی از سخت ترین دوران ها را برای کشور، بالاخص جامعه دانشجویی، رقم زد. دورانی که فعالیت های دانشجویی تحت شدیدترین فشارها، به سوی وضعیتی غم بار سوق یافت.

جناب آقای دکتر، جامعه دانشجویی کشور پیش از این پیش بینی می نمود که با انتخاب شما، قطعاً تصمیم بر این خواهد بود تا نهادهای دانشجویی تا حدی محدود گردند. اما عملکردی چنین بی خردانه، حتی از سوی فردی چون شما هم برایمان قابل تصور نبود. شاید نگاشتن این نامه دردی از حال ما دوا نکند، با این حال لازم دانستیم از سر دلسوزی مطالبی را به اطلاع برسانیم تا شاید در ادامه، اوضاع را دقیق تر بنگرید و عمل کنید:

۱- لازم است بدانید که این انقلاب بر سه اصل استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی استوار است و قرار بود در این مملکت حتی مارکسیست ها هم اجازه سخن گفتن داشته باشند. اما چه کسی گمان می کرد روزی انجمن اسلامی، به عنوان تنها نهاد منتقد دانشجویی در دانشگاه ها، هم تعطیل گردد و فعالین آن با تهدید، تعلیق و زندان از فعالیت منع گردند؟

۲- امروز ترکیب تشکل های دانشجویی به گونه ای است که همگی یا طرفدار سرسخت دولتند یا اساساً جایگاهی برای انتقاد به شما ندارند. در این میان تنها نشریات دانشجویی مجالی اندک برای دانشجویان مستقل بوده و کورسوی امیدی برای آنان به جای می گذارد. اما متاسفانه خاطره غم انگیز انتشار چهار نشریه با لوگوی جعلی که سبب گردید سه دانشجوی بی گناه پلی تکنیک، آقایان احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان، با وجود صدور حکم تبرئه و پس از گذشت بیش از ۱۰ ماه همچنان در بازداشت بمانند، هر مدیر مسئولی را دچار این تردید می سازد که مبادا مطرح نمودن انتقادات تند و تیز نسبت به جنابعالی سبب شود که نشریه وی نیز جعل گردد.

۳- «افتخار این دولت این است که بازترین فضای سیاسی را در طول تاریخ کشور ایجاد کرده است». این گوشه ای از سخنان شما در دانشگاه است. البته اگر کسی به کارنامه ۳۰ ماهه دولت جنابعالی بنگرد گمان می کند که شاید منظور آقای رییس جمهور، کشور دیگری است و یا این که بازداشت های گسترده دانشجویان و احکام محرومیت از تحصیل که آمار هر یک به بیش از ۱۰۰ مورد می رسد، همگی مصداق فضای باز سیاسی مورد ادعای جنابعالی هستند. البته برای جامعه دانشجویی کشور اینک روشن شده که تناقض گویی خصیصه بارز دولت مهرورزی است.

۴- اینک نیز که در آستانه انتخابات مجلس قرار داریم، حذف گسترده منتقدین دولت از دانشگاه ها همگام با رد صلاحیت کاندیداهای مجلس حاکی از آن است که اراده ی حاکم در صدد است تا بساط هر گونه نقد را از سطح جامعه برچیند.

با توجه به تمامی موارد بالا، ما، دانشجویان تعلیقی دانشگاه های کشور، حق فعالیت و آزادی بیان را جزء حقوق اولیه خود دانسته و حذف گسترده فعالین دانشجویی را از سطح دانشگاه ها در آستانه انتخابات مجلس محکوم می کنیم.

دانشجویان محروم از تحصیل امضا کننده این نامه:

دانشگاه اصفهان: مازیار معصومی، ارسلان صادقی، علی رهنما و علیرضا داوودی

دانشگاه امیرکبیر: اسماعیل سلمانپور، آرش آرمون، سجاد ویس مرادی، مجید شیخ پور، ناصر پویافر، نیما گرشاسبی، یوسف رشیدی و نریمان مصطفوی

دانشگاه تهران: میلاد عزیزی، سلمان یزدان پناه و رضا نگه داری

دانشگاه شاهرود: فرخنده بختیارزاده، علی قلی زاده، اشکان مدنی، فهیمه میر لوحی و جواد صفدری

دانشگاه علامه: سلیمان محمدی، کوروش جنتی، فرهنگ سلامی، آیدین اخوان، مازیار سمیعی، امیرحسین ایرجی، رشید اسماعیلی، صادق شجاعی، علیرضا موسوی، عسل اخوان، مهدیه گلرو، مجید دری و ماندانا چترچی

دانشگاه کرمان: محسن خسروی، حسن حسینی، محمود هادی پور، حسام سعیدی

دانشگاه همدان: امین نظری، محمد صیادی، مهدی جمالوند و سیاوش حاتم

دانشگاه یاسوج: مجتبی نظری، محسن موسوی، امین خسروی و الهام علوی

امیر رئیسیان، رسول مظفریان، سامان فیروزی، علیرضا ارشادی فر، مسعود نظری فرد، مسعود قربانی نژاد، مهدی چاووشیان

لینک نوشته

دانش آموزان فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام به جمع آوری امضا برای آزادی وی اقدام نمودند

بر اساس گزارشات دریافتی تعدادی از همراهان و دانش آموزان معلم محکوم به اعدام ” فرزاد کمانگر” بصورت خودجوش اقدام به جمع آوری امضاء برای آزادی آموزگار خود مینمایند ، تنها در طی روزهای نخست این جمع آوری بیش از ۴۰۰ تن از مردم شهرستان کامیاران و توابع از اقشار و اصناف مختلف اعتراض خود را نسبت به حکم صادره اعلام و از معلم دلسوز و انساندوست شهر خود اعلام حمایت نموده اند.


آقای فرزاد کمانگر همواره به علت فعالیتهای مدنی، حقوق بشری، زیست محیطی، روزنامه نگاری و صنفی و فرهنگی خود از زمان بازداشت تاکنون همواره مورد حمایت تشکلات گونانگون اجتماعی و اقشار مختلف مردم بوده است.


به گواه مستندات، مدعیات، اظهارات وکیل مدافع و گزارشات شاهدان، آقای فرزاد کمانگر در عین بی گناهی و در تداوم پشت پرده های سیاسی تحت غیرانسانی ترین شرایط و به شدیدترین وجه مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته است .


اخبار کامل و همچنین اتهامات وارده به این معلم در ادامه مطلب


ادامه مطلب
لینک نوشته

پاسخ دانش آموزان به نامه فرزاد کمانگر، معلم محکوم به اعدام

به دنبال انتشار نامه فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام، به دانش آموزانش، از سوی این دانش آموزان دو نامه خطاب به معلم خود نوشته شده است. متن این دو نامه به شرح زیر است:

 

نامه ی اول

 

سلام ای خواسته ی شگرف، عزیز رویایی، همه می گویند شکی نیست تو با پرستو همراه بهار میایی

باغبان باغ عشق سلام، امروز که فرسخ ها از وجود نازنینت دورم احساس می کنم به اندازه ی شاهرگ حیات به من نزدیکی چون طنین صدایت را همواره در گوش دارم واندرزهایت را حلقه ای آویز گوشم کرده ام. بهترین درودها را به وسعت لحظات شاد باهم بودن برایت ارمغان دارم. دیشب نامه ات (بابا آب داد) را خواندم و اطمینان پیدا کردم هنوز بچه هایت را فراموش نکرده ای و با گریه به خواب رفتم خوابی از جنس بلور، خوابی به امید فردا. بازهم در کلاس حاضر شوید سرحال امیدوار با یک دنیا آموختنی ها.

 

آقای کمانگر عزیز، هرگز فراموش نخواهم کرد زمانی که خبر از مرگ همکلاسیمان کوروش را شنیدی چه بر سرت آمد و چگونه برایش گریه کردی و اکنون هم هنوز در غمش برایش می نویسی و یا روزی که سرگل دختر بیچاره ای را که به زور از نیمکت های شکسته ی کلاس سرد وتاریکش جدا کردند واو را به خانه نابخت شوهر فرستادند، بگذار از سرنوشتش برایت بگویم هر چند که مطمئن هستم بسیار اندوهگین ات می کنم. او را نیز مانند کوروش با جسدی بی جان به همان روستا بازگرداندند، اما با ۹۰% سوختگی ناشی از خود سوزی. آقای معلم عزیزم بدان که بسیاری از بچه هایت به نوعی کوروش و سرگل می شوند. همین را بگویم که همه آرزوهایی را که از ما می پرسیدی می خواهید آینده چگونه باشد، در حد یک آرزو ماند. فقط خوشبختانه یک آرزوی من که هنگام خردسالی داشتم که کاش می شد فرشتگان را دید به حقیقت پیوست ومن یکسال تجربه با فرشته بودن را داشتم..

 

ای بهترین، هیچگاه کلمه ی خدا حافظی برایم خوشایند نخواهد بود چون یادآور خاطره تلخ پایان سال تحصیلی را با تو در ذهنم تداعی میکند. چه سخت از ما دور شدی و ما همه بخاطر آخرین روز دیدار کنارت گریه کردیم. مطمئن هستم که همه را بیاد داری. من لیلا ۲۱ ساله هستم و در دوم دبیرستان ازدواج کردم و اکنون بچه ای سه ساله دارم که آرزو داشتم که روزی فرزندانمان نیز پشت همان نیمکت ها را با تو تجربه کنند. من هنوز بعد از گذشت نه سال کلاس درسم را با تو تجسم میکنم و به آن روز ها غبطه می خورم اما اکنون چگونه برای فرزندم از تو بگویم؟ بگویم خوب بود عاشق و دلسوز بود. او چه جواب خواهد داد؟ مطمئن می گوید مادر بیا تا خوب نباشیم، هیچگاه عاشق و دلسوز نباشیم. پس کجائید آن خوب…؟

به امید رهایی و آزادی معلم و برادر خوب و همیشگی و سر مشق زندگیمان فرزاد کمانگر

لیلا دانش آموز کلاس چهارم نسترن، نیمکت سوم

 

نامه دوم: نگذارید بر خاطرات رنگارنگ کودکیمان رنگ سیاهی بنشیند

 

ما خواهان آزادی بی قید و شرط آموزگار دلسوزمان آقای فرزاد کمانگر هستیم. ما از ستم، از رنج، از زندان، از بایدها و از هر که و هر آنچه تو را در بند می کشد بیزاریم. ما از معلممان آموختیم برای آزادی و شرافت انسانیت فریاد بر آوریم، زندگی را با تو میخواهیم و ما با امید به ورزیدن نسیم صلح و آزادی در هر کوی و برزن زین مرز و بوم صبحگاهان که گل های شقایق در بستری از خون تولدی دیگر می یابند با خطی سرخ بر سینه سفید دفترمان بنگاریم:

تا شقایق هست زندگی باید کرد

 

امروز می خواهیم خاطرات شیرین و لطیف کودکیمان را که با معلم عزیزمان داشتیم بر روی کاغذ بکشیم تا بدانیم ما نیز تو را همواره در یاد خود سر بلند می دانیم و فراموش نخواهیم کرد. در این لحظه که برای تو می نویسیم چشمانمان پراز اشک با هم یک صدا فریاد می زنیم (ما خواهان رهایی معلممان هستیم) بگذارید خاطرات دوران کودکیمان خاطراتی همراه با حسرت نباشد. اگر هر کدام از ما هم به اندازه ی این معلم دلسوز برای جامعه ای که در آن زندگی می کنیم از خودمان گذشت داشتیم بخاطر ترقی دیگران مسلماَََُُ جامعه ی عدالتمندی داشتیم. کدام معلم است که هر ماه حق و حقوقش را با دیگران تقسیم کند و کتاب بچه هایش رااز روی نیمکت بردارد و دزدکی پولی لای آنها بگزارد و کدام است که به اندازه ی فرزاد کمانگر شوق درس خواندن و امید به زندگی را به دانش آموزانش بدهد، معلمی که به ما آموخت به سرزمین مان عشق بورزیم و برای سربلندیش بکوشیم و در مدحش سرود بخوانیم. پس ما به چه شوقی بتوانیم درس بخوانیم وقتی که برادرمان را در کنج زندان پرپر می کنند چگونه به آینده ی خویش امیدوار باشیم. آیا این انصاف است کسی را که هنوز دانش آموزانش به امید حرفهای او درس می خوانند تا به هدفشان برسند این گونه مجازات کنید؟ کسی که دانش آموزانش هنوز چشم به راه آمدنش هستند. کسی که خدمت را افتخار می دانست، او که نحوه زندگی کردن را به ما آموخت اکنون حق زندگی را از خودش می گیرید؟

 

ما با چه امیدی درس بخوانیم تا مفید باشیم در حالی که یکی از بهترین الگوهایمان را به دار میکشند. کسی که هر لحظه زندگیمان با او خاطره ایست، ما زندگی را با او میخواهیم، ما منتظر دستان پر مهرش هستیم، ما به قیمت جانمان او را می خواهیم چون او بسیار به آینده ی ما امیدوار بود، پس بگذارید آینده را نیز با او تجربه کنیم.

 

از طرف دانش آموزان معلم سر بلند فرزاد کمانگر - رویا، صنوبر و…

لینک نوشته

بابا آب داد !؟

 

نامه اى از فرزاد کمانگر - معلم و فعال حقوق بشرى به اعدام محکوم شده به دانش آموزانش

بچه ها سلام،
دلم براى همه شما تنگ شده ، اينجا شب و روز با خيال و خاطرات شيرينتان شعر زندگى ميسرايم ، هر روز به جاى شما به خورشيد روزبخير ميگويم ، از لاى اين ديوارهاى بلند با شما بيدار ميشوم ، با شما ميخندم و با شما ميخوابم . گاهى , چيزى شبيه دلتنگى , همه وجودم را ميگيرد .
کاش ميشد مانند گذشته خسته از بازديد که آن را گردش علمى ميناميديم ، و خسته از همه هياهوها ، گرد و غبار خستگيهايمان را همراه زلالى چشمه روستا به دست فراموشى ميسپرديم ، کاش ميشد مثل گذشته گوشمان را به ,صداى پاى آب , و تنمان را به نوازش گل و گياه ميسپرديم و همراه با سمفونى زيباى طبيعت کلاس درسمان را تشکيل ميداديم و کتاب رياضى را با همه مجهولات زير سنگى ميگذاشتيم چون وقتى بابا نانى براى تقديم کردن در سفره ندارد چه فرقى ميکند ، پى سه مميز چهارده باشيد با صد مميز چهارده ، درس علوم را با همه تغييرات شيميايى و فيزيکى دنيا به کنارى ميگذاشتيم و به اميد تغييرى از جنس ,عشق و معجزه, لکه هاى ابر را در آسمان همراه با نسيم بدرقه ميکرديم و منتظر تغييرى ميمانيدم که کورش همان همکلاسى پرشورتان را از سر کلاس راهى کارگرى نکند و در نوجوانى از بلنداى ساختمان به دنبال نان براى هميشه سقوط ننمايد و ترکمان نکند ، منتظر تغييرى که براى عيد نوروز يک جفت کفش نو و يک دست لباس خوب و يک سفره پر از نقل و شيرينى براى همه به همراه داشته باشد .
کاش ميشد دوباره و دزدکى دور از چشمان ناظم اخموى مدرسه الفباى کرديمان را دوره ميکرديم و براى هم با زبان مادرى شعر مى سروديم و آواز ميخوانديم و بعد دست در دست هم ميرقصيديم و ميرقصيديم و ميرقصيديم .
کاش ميشد باز در بين پسران کلاس اولى همان دروازه بان ميشدم و شما در روياى رونالدو شدن به آقا معلمتان گل ميزديد و همديگر را در آغوش ميکشيديد ، اما افسوس نميدانيد که در سرزمين ما روياها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشى به خود ميگيرد ، کاش ميشد باز پاى ثابت حلقه عمو زنجيرباف دختران کلاس اول ميشدم ، همان دخترانى که ميدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکى مينويسيد کاش دختر به دنيا نميامديد.
ميدانم بزرگ شده ايد ، شوهر ميکنيد ولى براى من همان فرشتگان پاک و بى آلايشى هستيد که هنوز , جاى بوسه اهورا مزدا, بين چشمان زيبايتان ديده ميشود ،راستى چه کسى ميداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبوديد ، کاغذ به دست براى کمپين زنان امضاء جمع نميکرديد و يا اگر در اين گوشه از , خاک فراموش شده خدا , به دنيا نمى آمديد ، مجبور نبوديد در سن سيزده سالگى با چشمانى پر از اشک و حسرت , زير تور سفيد زن شدن , براى آخرين بار با مدرسه وداع کنيد و , قصه تلخ جنس دوم بودن , را با تمام وجود تجربه کنيد . دختران سرزمين اهورا ، فردا که در دامن طبيعت خواستيد براى فرزندانتان پونه بچينيد يا برايشان از بنفشه تاجى از گل بسازيد حتماً از تمام پاکى ها و شادى هاى دوران کودکيتان ياد کنيد .
پسران طبيعت آفتاب ميدانم ديگر نميتوانيد با همکلاسيهايتان بنشينيد ، بخوانيد و بخنديد چون بعد از , مصيبت مرد شدن , تازه , غم نان , گريبان شما را گرفته ، اما يادتان باشد که به شعر ، به آواز ، به ليلاهايتان ، به روياهايتان پشت نکنيد ، به فرزندانتان ياد بدهيد براى سرزمينشان براى امروز و فرداها فرزندى از جنس , شعر و باران , باشند به دست باد و آفتاب ميسپارمتان تا فردايى نه چندان دور درس عشق و صداقت را براى سرزمينمان مترنم شويد .

رفيق ، همبازى و معلم دوران کودکيتان
فرزاد کمانگر - زندان رجايى شهر کرج
9/12/1386

 

 

لینک نوشته

حسین به دنبال چه چیزی بود؟
به نام خدا

اول بخون بعد نظر خودت در مورد قیام امام حسین و هدفش از این کار را بنویس تا هم من و هم دیگران ازش استفاده کنند.


آیا ما حسینی هستیم؟

در عجبم از مردمانی که خودزیر سلطه ظلم و ستم و

شلاق زندگی می کنند و میگریندبر حسینی که آزاده

بود و آزاده زیست و آزادهمرد

stoning2go4.jpg

بهتره به جای زار زدن برای حسین و خاندانش برای خودمون عزا بگیریم . حسین به اشک های ما نیازی نداره . کسی که میره تو حسینیه ها و عربده میکشه و صداش رو میذاره روی سرش و خودش رو مریدحسین می دونه و حسین رو کتاب خدا و فاطمه را خود خدا (!!) یعنی حسینی شده ؟؟

فرض کنیم حسین الان در زمان ما بود فکر می کنید چی می کرد؟

اگه لازم بود از شمشیریش برای چه چیزی استفتاده می کرد؟

دخترایی که تار موهاشون از زیر روسری بیرونه ؟ چکمه پاشونه ؟

قلیون میکشن ؟ پسرایی که موهاشون رو ژل زدن و بلند کردن شلوار تنگ پاشونه ؟

دانشجویی که دلش می خواد دانشگاه دانشگاه باشه نه پایگاه نظامی؟

زنهایی که برابری و عدالت بین زن و مرد رو می خوان ( هر چند که مرد ایرانی هم آزادی نداره تو خیلی چیزا ولی به نسبت زن ایرانی محدودیت هاش کمتره ) ؟

شمشیر روی باطبی و آقا جری ها و طبرزدی ها می کشید ؟

روی مردمی که اعتراض دارن به حراج دریای مازندران ؟

حراج عطیقه ها در لندن ؟

بخشش نه چندان دور سه جزیره ایرانی جنوبی به عربها ؟

اعتراض دارن به سیوندها و تخریب آثار باستانی و تاریخی ایران ؟

مردمی که جای انرژی هسته ای عدالت اجتماعی رو حق خودشون می دونن ؟

اعتراض دارن به سنگسار و اعدام نوجوانها ؟

مردمی که اعتراض دارن به ورود بی رویه و وحشتناک مواد مخدر و روان گردان ؟

مردمی که اعتراض دارن به چپاول پول نفت کشورشون ؟ (دومین صادر کننده گاز دنیا الان باید این وضعیت کشورش باشه ؟ )

مردمی که اعتراض دارن چرا ثروت کشورشون دست حماس و سوریه و فلسطین میره جای خرج کردن برای مردم کشور خودشون ؟

جوانانی که ناله میزنن از بیکاری ؟ بی مسکنی ؟ ( کسی که صبح میره سر کارش و شب با دست پر میاد کنار زن و بچه ش وقتی برای اوباشی و مزاحمت برای مردم داره ؟ ) 

کودکان خیابانی و کارتون خوابها ؟ ( آمار دادن که از روز اول بارش برف و تشدید سرما ۱۰ نفر فقط در تهران فوت کردن ! شما باورتون میشه فقط ۱۰ نفر بوده باشن ؟)

مردمی که اعتراض دارن به خفقان مطبوعات و اخبار غلط یا پنهان کردن اخبار ایران و جهان ؟

حسینروی این مردم شمشیر می کشید ؟ یا سر کسانی رو میزد که باعث و بانی اینحقارت برای مردم شدن ؟ برای کسانی که با نام اسلام هر کاری برای منافع خودشون می کنن؟...

به راستی حسین برای چه چیزی رفت؟

رفت تا شجاعتش رو نشون بده؟ رفت تا خانوادش رو قربانی کنه؟ رفت تا اسمش بزرگ بشه؟ رفت تا به کفار بگه ما از مرگ نمی ترسیم؟ رفت تا مردم هر سال کلی پول خرج کنن تا براش مراسم بگیرن در حالی که چند قدم آن طرف تر کودکی از گرسنگی زار می زنه؟رفت تا مردم برن سر خاکش و تو عراق کشته بشن؟ رفت تا مردم تو سر خودشون بزنن و هی بگن حسین حسین حسین...؟

به راستی حسین برا چه چیزی رفت؟

655bw5ugvzmnmz2i.jpg

حسین برای هدفی بزرگ به نام انسانیت  ، به نام حقانیت ، به نام هدف ، ... یک کلمه برای آزادی رفت.

حسین بدون هیچ ترسی با وجود اطلاع از سرنوشت رفت تا یک کلمه رو زنده نگه داره آزادی .

رفت تا جامعش از خواب بیدار بشه ، از فساد پاک بشه ، رفت تا دیگران بفهمند.

از هیچ چیزی نترسید تا به همه بفهمونه تر س در مرام آزادگان نیست .

رفت تا بگه هیچ وقت آزاده گیت رو به بهایی نا چیز از دست نده.

رفت تا بگه انسان چیزی به نام عقل هم داره پس بهتره ازش استفاده کنی.

تا کی بگم هر گوشه از قیامش پر از معنا و مفهومه من قاصر از گفتن حتی گوشه ی کوچکی ازش هستم.

 

حالا من و شما که خودمون رو حسینی می دونیم چیکار می کنیم ؟

هر کس با هر عنوانی تو سرمون زد ، زد جرات پاسخش رو نداریم.

هر کس هر بلایی سر جامعه آورد ، آورد به ما که ربطی نداره.

هر کسی اموال کشور رو هدر داد ،داد به ما که ضرری نرسیده!

هر کسی هر ایده داد قبول می کنیم چون برای ما فرقی نمی کنه.

با اسلام هر کاری کردن ، کردن چون اونا بیشتر می فهمن.

( آنقدر در فرهنگ ما مشکل وجود داره که اگه بخوایم همش رو بگیم فکر نکنم به این زودی ها تموم بشه!!!)

 اگر حسینی هستی باید اینا رو درست کنی اگرشمشیر نداری زبان که داری ؟ چرا اعتراضت رو زمزمه می کنی ؟ چرا فریادنمیزنی؟

اگر مسلمان نیستی آزاد مرد باش

40.jpg

لینک نوشته

مردم!" رفتن شاه يه حُقه سياسي است!" گول نخوريد نهضت ما اساسي است.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
هفته اوّل فروردین 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386

پیوندها
آرشيو وبلاگ
وبلاگ های بروز شده
دختر ناز
eYe SHoT
آسمان آبی
گارد جاویدان
اردیبهشت دل
آلا چیق صبح
میرزای ایرانی
گفتگو
عادت می کنیم
طنز جدی
پایگاه مهندسی
حجاب
آتشکده
نوشته های تنهایی
بچه های ایران
نسل خاموش
لاله سرخ کوی دانشگاه
بد کردم بیشتر از همه به خودم
كرد پرس
اندیشه ی آزاد
فرزند بامداد
به شکوفه هابه باران برسان سلام ما
ما ز یاران چشم یاری داریم


:: طراح قالب ::

پیوندهای روزانه
«...نظر سنجی...»
فيلتر شكن قوی
آرشیو پیوندهای روزانه

سلام بر تو ای هموطن برای ارتباطی بیشتر واطلاع از آخرین تغییرات وبلاگ در خبر نامه عضو شوید





Powered by WebGozar


  RSS