داريوش و پروانه فروهر
خود کامگان زور مدار بدانند با قطع هر درخت با ریختن هر قطره
خون آزاد مردی ُ
هزاران نهال تازه از دریای سرخ خون آزادگی متولد خواهد شد و
آنگاه مجازات نزدیک و سخت خواهد بود.
به یاد آنانی که ایستادند تا ایران آزاد بماند برای ایرانی

یلی بود آن سرو ارجمند نماد حماسه ستون سهند
به بالا همانند سهراب گرد ز پیکار می گفت و پا می فشرد
که باید برانداخت بیخ بدی سراپا همه فره ایزدی
دلیری همه عمر ایران پرست درفش گرانقدر ایران به دست
چو کوهی گران بود در سنگرش که در راه ایران چه ارزد سرش
دریغا دریغا دریغا دریغ که اهریمنان برکشیدند تیغ
به ماوای آن یل شبیخون زدند به نامردی دشنه در خون زدند
سحر درگشودند از آن قتلگاه به خون غرقه دیدند خورشید و ماه
مشبک تن از خنجر کین شده تن همسرش دشنه آجین شده
کجا میتوان برد این درد را ستمکاری ناجوانمرد را
بگیر ای جوان جای سرو سهی که سنگر نباید بماند تهی
درفش سرافراز را برافراز که تا جاودان باد در اهتزاز
محمد مصدق گويي تقدير محتوم داريوش و پروانه فروهر را پيشبيني كرده بود؛ آنگاهي كه گفت: «آن دو، دروتختهاي هستند كه خوب به هم جوش خوردهاند.» چه آنكه آن دو نه در زندگي كه در مرگ نيز همراه يكديگر بودند.
شنبه سياه
اواخر آبان 1377، شايعهاي در محافل سياسي حكايت از ارسال بيانيهاي با فاكس براي برخي نشريات داشت. در آن بيانيه با طرح نام 35 چهره سياسي و ادبي از آنان به عنوان افراد معاند نام برده و تاكيد شده بود كه به زودي به سزاي اعمالشان خواهند رسيد. چندي بعد، اين خبر ديگر نميتوانست صرفاً يك شايعه باشد وقتي يكشنبه يكم آذرماه، ساعت پنج بعدازظهر خبر قتل داريوش فروهر و همسرش پروانه اسكندري به مثابه بمبي در فضاي خبري كشور منفجر شد.
داريوش فروهر با 26 ضربه چاقو در طبقه پايين خانه شخصياش به قتل رسيده بود، در حالي كه آن روزها از درد پا نيز رنج ميبرد و به تازگي يك عمل جراحي را پشت سر گذاشته بود. پروانه اسكندري نيز با 25 ضربه چاقو و به شيوهاي مشابه در طبقه بالاي همان ساختمان به قتل رسيده بود، در حالي كه آن روزها بشدت اسير بيماري آنفلوآنزا بود.
ماجرا نيز آنگاهي فاش شد كه دو دوست نزديك فروهر، روز بعد از ماجرا ـ يكشنبه ـ در مراجعه به منزل او، در را به روي خود گشوده نديدند و براي رفع نگراني، يكي را از بالاي در به داخل خانه فرستادند. رفع نگرانياي اما در كار نبود فروهر و همسرش هر دو به قتل رسيده بودند.
*** سيدمحمد خاتمي با انتشار بيانيهاي، ماجرا را جنايتي نفرتانگيز توصيف كرد و حتي صادق خلخالي نيز با انتشار بيانيه از سوابق فروهر گفت. يك ماهي از اين اتفاق نگذشته بود كه وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعيهاي مسئوليت اين قتلها را متوجه نيروهايي خودسر در اين وزارتخانه اعلام كرد و درينجفآبادي نيز صندلي وزارت را به استعفا، وداع گفت.
كسي چه ميداند؛ شايد آن هنگام در آخرين دقايق زندگي، شريف "انا لله و انا اليه راجعون" را نجوا ميكرده است؛ داريوش با لمس تيزي مرگآفرين نخستين ضربهي دشنه، "زندهباد آزادي" سر داده است؛ پروانه با آخرين توان فرياد كرده است: "پاينده ايران"؛ مختاري در دل ميخوانده است: "آنك قصابانند؛ بر گذرگاهها مستقر؛ با كنده و ساتوري خونآلود؛ و تبسم را بر لبها جراحي ميكنند.. ابليس پيروز مست، سوگ عزاي ما را بر سفره نشسته است"؛ و پوينده سخن مشهورش را با آخرين نفسها در ذهن مرور ميكرده است كه: "بدا بهحال حكومتي كه ملتاش با اختناق و سانسور از انحراف و فساد، محفوظ بماند"...
آن وقايع ناگوار در پاييز 1377 بهظاهر، پايان يافته است؛ تاملبرانگيز و هولناك آنجاست كه تفكري كه براي حفظ اقتدار خود و تداوم و گسترش حضورش در ساخت قدرت، حتي از ريختن خون و ستاندن جان انسانها، ابايي ندارد، هرگاه كه روندهاي اجتماعي را خلاف منافع خويش بيابد، در اشكال گوناگون، فعال شود. امكانات و پتانسيلهاي نظام سياسي ايدئولوژيك و دولت رانتي، براي باندهاي قدرت، پتانسيلهاي لازم را -بهگونهي بالقوه- فراهم ميآورد. اينچنين، بهنظر ميرسد هرچه وزن نيروهايي كه باور و تعهد بيشتري به دموكراسي، پلوراليسم، آزادي بيان و عقيده، و جامعهمدني دارند، در ساخت قدرت افزايش يابد، از احتمال وقوع فاجعههايي چون ترورهاي زنجيرهاي پاييز 77 كاسته ميشود، يا حداقل آنكه امكانات و انگيزههاي بيشتري براي پيشگيري از اين روندها و اقدامات ضدانساني، متصور است.
10 سال از شهادت مظلومانهي جانباختگان پاييز 77 سپري ميشود، اما نام ترورشدگان، بزرگتر و بيش از پيش- با ديدگاهها، تاليفات، ترجمهها و كنشهاي سياسي مليشان- تكثير ميشود.
پرستو فروهر: آقای خاتمی هیچ کمک عملی در راستای رسیدگی عادلانه در دادگاه انجام ندادند
بازخوانی قتل های زنجیره ای؛ کمیته پژوهش انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک
فیلم مستند قتل داریوش و پروانه فروهر
زندگینامه داریوش فروهر
زندگينامه زنده ياد پروانه اسکندری (فروهر)
|